تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
و با دشمن هم نتوانيم مقاومت نمائيم طاعون را اختيار ميكنيم ، غسل كردند و كفن پوشيدند و بصحرا رفتند و زنان و كودكان خود را بردند و دل بمرگ بستند و بخداى خود بناليدند و آن پيش از بناى بيت المقدس بود خداى تعالى بر گنهكاران آنها طاعون فرستاد در يك روز بقدرى مردند كه در دو ماه دفن نمودن آنها تمام نميشد روز ديگر داود ( ع ) به زمين بيت المقدس آمد و رو برخاك گذاشت و نيكان بنى اسرائيل تضرّع و زارى نمودند و از خدا طلب نمودند كه طاعون را رفع نمايد دعاى داود اجابت گرديد و عذاب از آنان برداشته شد بداود وحى رسيد كه ببندگان من بگو در شكر بيفزايند كه من بدعاء تو بلا را از آنها برداشتم و در اين زمين مسجدى بنا كنيد كه شما و فرزندان شما در آنجا عبادت كنيد وقتى خواستند مسجد را بنا كنند مرد صالحى از بنى اسرائيل آمد و گفت در اينجا مرا ملكى و حقى است و بر شما حلال نيست كه بدون رضايت من مسجد بنا كنيد گفتند در اينجا بسيارى حق داشتند و براى خداى تعالى بخشيدند تو نيز حق خود را ببخش گفت فقيرم اگر خواهيد از من بخريد بداود خبر دادند داود گفت بايد او را رضا نمود آمدند با او آنچه قرار دادند زمين را بخرند قبول ننمود تا بها را بجايى رسانيدند كه در زمين او ديوارى بكشند و پر از سيم و زر نمايند گفت اكنون راضى شدم چون آن مرد صالح ديد آنها اين طورند گفت به قدر جوى پول نخواستم و اين زمين را در راه خدا دادم و غرض من امتحان شما بود كه جديّت شما در اينجا بچه حد است . پس از آن شروع ببناء مسجد نمودند داود ( ع ) سنگ به پشت ميگرفت و ميآورد و مردمان صالح بنى اسرائيل نيز چنين ميكردند تا ديوار مسجد به قدر قامت يك مرد گرديد خداى تعالى بداود ( ع ) وحى نمود كه نصيب تو از اين مسجد همين قدر بود رها كن و باقى آن بدست پسر تو سليمان سليم القلب كه بر دست او هيچ خون ريخته نشده باشد تمام خواهد گرديد و داود و مردمان صالح بنى اسرائيل در آنجا عبادت مينمودند و در آن وقت عمر داود به صد و بيست و هفت سال رسيده بود چون سالش به صد و چهل رسيد وفات