تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ
از بالاى و زير وادى و بيابان چنان قشون كفّار وارد گرديدند و چنان خوف و هراسى بمؤمنين دست داد كه قلبهايشان بحنجره‌هايشان كشيده شد . خلاصه وقتى اين جماعت بسيار براى استيصال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و مؤمنين از اطراف بمدينه هجوم آوردند چون اين خبر به حضرت رسول ( ص ) رسيد با سه هزار نفر از مدينه بيرون آمدند و در جلو كوه سلع فرود آمدند ، و قريش و قشون آنها در كنار وادى فرود آمدند و بنى غطفان كه هزار نفر بودند در طرف احد منزل كردند و رسول خدا زنان و كودكان خود را از مدينه بيرون آورد و بحصارى كه در آنجا بود فرستاد ، و حىّ بن اخطب در ما بين قلعه كعب بن اسيد قرطبى فرود آمد و بين كعب و رسول عهدى بود حىّ گفت در را بگشا تا بحصن تو آيم و حامى تو باشم كعب گفت تو مرد شومى هستى و بين من و محمّد ( ص ) عهدى است و من آن عهد را نميشكنم حىّ در اين باب مبالغه بسيار نمود بالاخره گفت تو مرد بخيلى هستى ميترسى ما از تو غذايى بخواهيم كعب از روى حميّت درب را باز نمود حىّ گفت از تو تعجّب ميكنم تو گمان ميكنى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با ما ميتواند مقاومت نمايد در صورتى كه اهل مكّه با اين قبيله‌هاى بسيار همه با هم در اعدام و استيصال او متّفق گرديده‌ايم چگونه تو با ما متّفق نميگردى حىّ بقدرى افسون گرى كرد تا كعب را فريب داد و كعب عهدى كه با رسول اللَّه ( ص ) بسته بود شكست آن وقت حىّ با او عهد بست كه اگر محمّد ظفر يابد ما با تو در اين قلعه وارد ميگرديم كه آنچه به تو رسد بما هم برسد چون اين خبر به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيد چند نفر را فرستاد تا اين مطلب را تحقيق نمايند و به آنان دستور داد كه اگر كعب عهد را شكسته آشكار نگويند چون آنها برگشتند تكبير گفتند حضرت فهميد كه كعب عهد را شكسته و با قشون كفّار همدست گرديده مؤمنين وقتى فهميدند كعب با كفّار همراه شده بسيار ترسيدند حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آنان را بوعده فتح و فيروزى دل گرم مينمود وقتى قشون كفّار خواستند بمدينه هجوم آرند سلمان فارسى كه از عجم بود گفت در مملكت ما اينطور است كه براى جلوگيرى
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 201 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )