نمايد عذاب و شكنجه سخت دردناك براى وى آماده گرديده .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ
خداى متعال از روى امتنان و كرم و رأفت مؤمنين را مخاطب گردانيده و آنان را متذكّر ميگرداند بواقعه جنگ ( خندق ) وقتى كه لشگرهاى احزاب از قريش و غطفان و كنانه و يهود و قريظه و نضير كه ده هزار نفر بودند و اين جماعت بسيار براى استيصال مؤمنين و اعدام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اجتماع نمودند
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها
از روى كرم ما رسول خود را يارى گردانيديم بباد تندى كه ديگر آنها طاقت مكث نمودن نداشتند و نيز آنان را يارى نموديم بقشونهايى كه شما آنها را نميديديد يعنى آنها ملائكه بودند كه مؤمنين را قوّت ميدادند و يارى ميكردند .
اين آيات راجع بجنگ احزاب است و مختصرى از آن را در اينجا تذكّر ميدهيم حكايت آن بنا بر آنچه تذكره نويسان نقل نمودهاند از اين قرار است .
مفسّرين بروايت محمد بن كعب قرطبى و غيره چنين گفتهاند كه پس از آنكه به حكم رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنى النضير از مدينه بيرون رفتند رؤساء يهود مثل سلام بن ابى الحقيق و حىّ بن اخطب و كنانت بن ربيع با جماعتى از ابى النضير و بنى وائل در مكّه اجتماع نمودند و ابو سفيان كه از سادات قريش بود وى را بر جنگ با پيمبر اكرم تحريص نمودند و گفتند بيائيد و همه متّفق الكلمه همّت بگماريم كه محمّد ( ص ) و ياران او را مستأصل گردانيم .
پس از تصميم همگى از مكّه بيرون آمدند و بقبيله غطفان رفتند و آنان را بر اين عمل شنيع دعوت نمودند و آنها قبول نمودند به همين طور هر يك از قبيلههاى عرب را خواندند و اجابت نمودند پيشوا و رئيس قريش ابو سفيان بن حرب بود و رئيس غطفان عيينة بن حفص بن زيد و رئيس بنى كنانه مرّة بن حارث بن عوف ، و مسعر بن جبله رئيس اشجع و طليحة رئيس بنى اسد و ابو اعور رئيس بنى اسلم ، و عامر بن طفيل رئيس هوازن و اشاره به اين جماعت بسيار دارد قوله تعالى :