تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
گويند تا بيست روز دو قشون كفر و اسلام در برابر هم نشستند و فقط بهم سنگ و تبر مىانداختند و چون كار سخت شد حضرت رسول بسعد بن معاذ و بسعد بن عباده گفت من در اين فكرم كه مدينه را بثلث ميوه آن بخرم تا غطفان با سائر قبائل برگردند و فتنه كوتاه شود شما در اين باب چه رأى داريد گفتند يا رسول اللَّه اگر حكم خدا چنين است اطاعت ميكنيم و گر نه جان و مال خود را فداى خدا و رسول ميكنيم حضرت فرمود در اين باب وحى نيامده اما من مىبينم كه همه عرب متفق - الكلمه شده‌اند و من ميخواهم شر آنها را از اين شهر رفع كنم سعد بن معاذ گفت يا رسول اللَّه ( ص ) در زمان جاهليت هرگز اين قوم طمع نداشتند كه به آنان از ميوه خود نصيبى دهيم مگر ببهاء و مهمانى امروز كه حق تعالى ما را باسلام گرامى داشته چگونه مال خود را به آنها دهيم و مقابل آنها اظهار عجز نمائيم قسم به خدا به آنها جز شمشير چيز ديگرى نخواهيم داد آن وقت حضرت دانست كه آنان در ايمان ثابت قدمند . خلاصه احزاب در مدت بيست روز يا بيست و هفت روز در اطراف مدينه توقف ميكردند روزها بكنار خندق مىآمدند و تير مىانداختند و شبها شبيخون ميزدند و حضرت رسول ( ص ) با جماعتى از اصحاب سوار ميشد و آنان را رد مينمود روزى عمرو بن عبد ود سوار شد با جماعتى از سواران قريش مسلّح و مكمل شده به قصد مبارزه بيرون آمدند و گرد لشگرگاه برآمدند و ببنى عامر و بنى كنانه گفتند مشغول مبارزه شويد تا بر شما معلوم گردد كه آنچه محمد گفته دروغ است و چون آمدند كنار خندق گفتند اين مكر و كيد از غير عرب است آن وقت اسبان را بجولان درآوردند و از خندق با زحمت جستن دادند آن وقت امير المؤمنين ( ع ) با چند نفر ديگر جلو راه آنان را گرفتند از ميان ايشان عمرو اسب خود را بيرون تاخت و او در شجاعت بى نظير بود كه وى را با هزار سوار مقابل ميكردند وقتى حضرت امير ( ع ) در نبرد مقابل او آمد عمرو گفت تو كيستى فرمود من پسر ابو طالب هستم گفت اى على برگرد
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 204 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )