( مقدمه پنجم )
تشخّص هر شيئى عبارت از اين است كه بادراك حسّى مدرك گردد امّا محسوس بما هو محسوس يعنى چيزى كه قابل محسوسيّت گردد قوام وجود و تحقّقش بسته بانفعال مادّه و عوارض مادّه است و همچنين جوهر حاسّه در وجود محتاج بمادّه محسوسه است .
( مقدمه ششم )
اشياء تدريجى الحصول باعتبار اينكه وجودش بتدريج حاصل ميگردد از اين حيثيّت بقاء وجودش عين زمان حدوث وى است .
پس از بيان اين مقدّمات چنين گويد چون مشهور است كه ابتداء وجود عالم مقارن ابتداء وجود بنى آدم است زيرا كه انسان از انواع شريفهاى است كه عالم منفك از وجود او نميشود و نوع آن ببقاء اشخاص باقى خواهد بود و تمام عقلاء گويند مكانيّات ابتداء و انقضاء آن باعتبار اكوارات و طوفانات انجام گرفته حتّى بعضى از حكماء گويند نشو انسان من غير توالد در ابتداء كائنات صورت گرفته ، و دانستى كه هيئت آسمان بر اين كيفيّت مخصوص زائد بر ذاتش نيست لكن در وجود محتاج بانفعال و تغييرات مادّه خواهد بود و حقيقت هيولى همان نحوه انفعال و دثور و تغيير وى است حتّى گفته شده كه هيولى همان حركت در جوهر اشياء است و حقيقت آسمان فوقيّت است با اين هيئت مخصوص ، تا آنجا كه گفته به حكم مقدّمه اخير حدوث آسمانها از حيث آسمان بودن بتدريج تحقّق يافته و چون تدريجى است محتاج بزمانى است كه در آن واقع گرديده لكن وجود زمان و حركت محتاجند باصل سماء اعلى نه بر وجه دورى بلكه به آن وجهى كه نزد راسخون فى العلم كيفيّت استناد كلّ متغيّر بثابت محقّق گرديده و بيان اين مطلب محتاج بمقام وسيع ترى است .
پس از اين بيان ثابت شده كه آسمان باعتبار شخصيّت مخصوصه و همچنين تمام محسوسات مادّى كه در عالم دنيا موجودند وجودشان زمانى و تدريجى الحصولند و مدّت بقاء آنان عين مدّت انشايى آنها است و به همين مطلب اشاره دارد قوله تعالى
( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ )
و امّا
قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ( جفّ القلم بما هو كائن الى يوم القيمة )