ترجمه مينمايم .
چنين گويد براى اينكه آيه را طورى معنى كنيم كه محتاج نگرديم كه الفاظ را از معنى تحت اللّفظى خود تغيير دهيم محتاج بمقدّماتى ميباشيم .
( مقدمه اول )
آنچه از حق تعالى صادر ميگردد اقسامى دارد - اوّل چيزى كه نه در وجود و نه در تعقّل محتاج به حركت و زمان نيستند مثل عقول و آن قسمى از ملائكه و روحانيين ميباشند و بعضى اشياء در هستى و وجود محتاج به زمان و مكان هستند لكن در تعقّل محتاج نميباشند مثل رياضيّات و بعضى هم در تعقّل و هم در وجود محتاج به زمان و محلّ قابلند مثل امور طبيعى از جسم و جسمانيّات .
( مقدمه دوم )
براى هر يك از اين سه قسم در دنيا عالم ديگرى ناميده شده ، امور طبيعيّه را عالم شهادت و عالم حسّ گويند ، و امور مقدارى غير مادّى را عالم غيب و عالم جزا نامند ، و آنچه فوق اين دو قسم است آن را امور ربّانى گويند . و براى درك هر يك از اين موجودات مشعر ديگرى است ، انسان بحواسّ ظاهره آنچه را كه در دنيا است از جسم و جسمانيّات ادراك مينمايد و در ذهن و بعقل عملى امور اخروى را تعقّل مينمايد و بروح و عقل نظرى امور الهيّه را ادراك مينمايد .
( مقدمه سوم )
شيئى گاهى باعتبار حقيقت و ماهيّت از امور عقليّه بشمار ميرود و باعتبار تشخّص داخل ميگردد در امورى كه محتاج بمادّه و عوارض مادّه است مثل جوهر صورى كه باعتبار اصل جوهريّتش قوام مادّه به او است و باعتبار تعيّن و تشخّص و انفعالات محتاج بمادّه است .
( مقدمه چهارم )
افلاك و آنچه در آنها است در تشخّص و انفعالات و تشكّل و مكان محتاج بماده و عوارض مادّه است .