شرك خفىّ بسيارند .
و موحّد كسى خواهد بود كه در اين چهار مرتبه توحيد كامل باشد : توحيد در مقام ذات ، توحيد در مقام صفات ، توحيد در مقام عبادت ، توحيد در افعال ( و لا مؤثّر فى الوجود الّا اللَّه ) را نصب العين خود گرداند .
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ
چون پدر و مادر علّت مادّى اولاد ميباشند و نيز ولىّ نعمت اويند در حفظ و تربيت مخصوصا مادر كه بايد در مدّت نه ماه حمل بردارد در حال مشقّت و سستى و در اثر بزرگ شدن طفل ضعف بالاى ضعف عارض وى ميگردد تا موقع وضع حمل با آن درد شديد مخاض و تا دو سال شير دادن اولاد بپايان ميرسد در اين مدّت بايستى مادر چه زحماتى را متحمّل گردد و پدر نيز بنوبه خود بايد به كار و عمل متحمّل امر معاش طفل و مادرش گردد اين است كه در اين آيه بارشاد عقلى امر مينمايد
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ
سپاس گذارى پدر و مادر را تلو سپاس گذارى خود قرار داده و اينطور بيان اهميّت اطاعت و احسان به پدر و مادر را مىرساند .
إِلَيَّ الْمَصِيرُ
شايد اشاره به اين باشد كه و لو اينكه پدر و مادر علّت مادّى اولاد به حساب ميآيند لكن علّت فاعلى و علّت غايى هر دو خداى تعالى است .
وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً
پس از آنكه در آيه بالا به انسان در باره احسان و سپاسگزارى نسبت به پدر و مادر اكيدا توصيه مينمايد در اين آيه در جايى كه پدر و مادر با كمال كوشش باولادشان امر نمايند كه براى خدا شريك قرار بده چيزهايى را كه تو علم بشرافت آنان ندارى مثل بتها كه جمادى بيش نيستند تو اولاد نبايد آنها را در اين عمل ركيك غير عقلايى اطاعت نمايى و با اين حال باز امر مينمايد كه در امور دنيوى در جايى كه غير از اين مورد باشد با آنها بطور خوبى و معروف همراهى نما اين است كه بعضى گويند اولاد