تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
گريه نميكرد بين دو نفر كه با هم جنگ و نزاع ميكردند حكم نميكرد مگر بر آنچه اصلح بود و از آنها جدا نمىشد تا وقتى كه از هم جدا ميشدند و هر گاه از كسى سخن نيكى مىشنيد از او سؤال مىنمود و با فقهاء و علماء مجالست مىنمود و از قضات و سلاطين تفتيش مىنمود و به حال قاضيان گريه ميكرد و بر ملوك و سلاطين براى مغرور شدن آنان به خدا طلب مغفرت مينمود و آنچه را كه نفس بر شيطان غالب گردد فرا ميگرفت و با هواى خود ميجنگيد و با نفس خود مجاهده مىنمود و از سلطان احتراز مىكرد و بعبرت و تدبّر نفس خود را مغلوب مىگردانيد و در كارى شروع نمينمود مگر آنكه بوى نفع رساند و نظر نمىكرد مگر در آنچه وى را اعانت نمايد و به اين صفات حسنه و خصلتهاى پسنديده خداوند درهاى حكمت را بر او مفتوح گردانيد ( پايان ) بروايتى از لقمان سؤال كردند بدترين مردم كيانند گفت آن كسى كه باك نداشته باشد بد خود را بمردم بنماياند به او گفتند چقدر بد صورتى گفت ( تعيب على النقش او فاعل النقش ) نقش را عيب ميكنى يا نقّاش آن را . از كتاب من لا يحضره الفقيه نقل ميكنند كه لقمان بپسر خود گفت دنيا بحر عميقى است كه بسيارى از مردم در آن هلاك شدند ايمان به خدا را سفينه آن گردان و خود را بر توكّل استوار گردان و تقوى را توشه خود نما اگر از آن بحر عميق نجات يافتى برحمت خدا نجات يافته‌اى و اگر هلاك گرديدى بسبب گناه تو است . ( مجمع البيان ) و از جمله كلماتى كه بداود ( ع ) توصيه نمود اينست كه گفت اى داود از من پنج كلمه را يادگير كه در آن علم اوّلين و آخرين مندرج است : اول - عمل تو براى دنيا به قدر لبث و ماندن تو در آن باشد . دوم - عمل تو براى آخرت به قدر لبث تو در آن باشد . سوم حاجت تو از مولاى خود آزادى تو از دوزخ باشد . چهارم جرأت تو در معصيت به قدر صبر تو بر آتش باشد . پنجم - هر وقت اراده معصيت كنى جايى برو كه خدا تو را نبيند . ( منهج الصادقين ) و نيز از حكمتهاى لقمان نقل ميكنند كه وقتى آقاى او بوى گفت گوسفندى ذبح