خدا آن را ميآورد و نزد تو حاضر ميگرداند .
اين آيه دلالت واضح دارد كه آنچه انسان در دنيا عمل نموده از خوب و بد سر سوزنى از آن فانى نگرديده و تماما با آثار و خواصّ آن در صفحه نفسش نقش بسته و در باطنش مخفى و در قيامت كه
( يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ )
است كتاب نفس باز مىشود و بطورى در نظر صاحبش ارائه داده مىشود كه گويا گمان مىكند فعلا مشغول به آن اعمال است قوله تعالى
( وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً )
.
و شايد سرّش اين باشد كه چون قيامت عالم جمع است قوله تعالى
( يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ )
و آخرين سير كمال بشرى است اين است كه آنچه از اوّل عمر تا آخر از ملكات حميده يا نكوهيده و نيز اعمال و افعالى كه از وى صادر گرديده و در راه نوردى خود كسب نموده تماما با وى همراه است .
إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ
بحقيقت خدا باريك بين است آنچه نازك و خورد باشد در كمال لطافت و خوردى و آنچه ثقيل و سنگين و عظيم و بزرگ باشد در منتهى درجه عظمت تماما در علم حضورى او حاضر و به آن داناست .
پس از اينكه لقمان بپسرش اكيدا توصيه مينمايد كه براى خدا شريك قرار نده و يكتا پرست باش راجع بحسن اعمال و اخلاق مطالبى را گوشزد وى مينمايد :
اول گويد
( يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ )
اى پسرك من نماز را بپاى دار و راجع به نماز استقامت نما و اينكه پس از نهى شرك به خدا امر به نماز مينمايد كه نماز را بپاى دار اهميّت امر نماز را مىرساند .
دوّم
( وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ )
او را توصيه مينمايد كه مردم را به كارهاى شايسته خوب وادار گردان
( وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ )
و از كارهاى منكر و زشت نهى كن .
سوم
( وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ )
و در آنچه به تو ميرسد از ناملايمات و سختيهاى روزگار صبر كن و بردبارى نما زيرا كه صبر و بردبارى
( مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ )
عزم و اراده را قوى ميگرداند و متانت و استقامت را زياد مىكند بطورى كه آدم صابر