آيه ارشاد به حكم عقل است كه پيمبران كسى را مىتوانند هدايت نمايند كه داراى دل زنده باشد و آيات جلو و عقب تماما تذكّر است كه بايستى نظر كنند در آيات تكوينى آفاقى و انفسى و بدليل عقل از طريق برهان ( انّى ) كه از اثر پى بمؤثّر بردن است ايمان بياورند بوجود مبدء متعال و وظيفه پيمبران بيش از اين نيست كه مردم را به حكم عقلشان متذكّر گردانيده و ارشاد نمايند پس از آن كسانى كه حالت تسليم در آنها هست بارشاد پيمبران در طريق بندگى و عبوديّت رهسپار گردند .
كسى كه بدليل عقلش تصديق بوجود مبدء قادر حكيم ننموده چگونه ممكن است تصديق برسولش نمايد و مطيع او گردد هرگز ممكن نيست بلكه اگر خدا بپيمبر شناخته شود و پيمبر نيز چون رسول خدا است بايستى به خدا شناخته شود دور محال لازم مىآيد و در جاى خود بدليل قطعى عقلى بطلان دور مبرهن گرديده .
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً
اين آيه انسان را متذكّر ميگرداند به ترتيب آفريده شدن خودش پس از آنكه در آيات بالا اشاره بآيات آفاقى نموده و آيات آفاقى و انفسى را معرّف خود گردانيده كه خدا و مبدء شما آن كسى است كه شما را از شيئى ضعيف آفريده كه مقصود نطفه است پس قرار داد براى شما قوّه نموّ و زيادتى تا باعلا درجه قوّه رسيديد و پس از قوّت و شباب جوانى ثانيا شما را ضعيف گردانيد تا به حدى كه كهولت و پيرى و هرم شما را فرا گرفت و انسان عاقل كسى خواهد بود كه در تمام حوادث و تغييرات مدبّر عالم را ببيند و تغييرات و تبدّلاتى كه در خود و تمام موجودات مىنگرد به نظر عبرت و بمشاهده قلبى آثار صنع مدبّر حكيم را نصب العين خود قرار دهد و در اثر مؤثّر را مشاهده نمايد
يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ
در بعض احاديث معتبره از معصوم ( ع ) نقل شده كه ( خداوند همه چيز را بمشيّت خلق نموده و مشيّت را به چيز ديگرى خلق ننموده بلكه مشيّت را بنفسها آفريده ( از اينجا معلوم مىشود كه اول چيزى كه آفريده شده مشيّت بوده ) و مشيّت