در مقابل آنها بموحّدين امر مينمايد كه خدا را در اين دو وقت تنزيه و ستايش نمائيد و نظر به همين است كه بعضى از فقهاء بدلالت اخبارى كه از معصومين رسيده در اين دو وقت يعنى حين برآمدن خورشيد و غروب آن نماز و سجده را مكروه ميدانند اگر چه حديث بر عدم كراهت هم وارد شده و آن اخبار كراهت را حمل بر تقيّه نمودهاند و تحقيق اين مطلب موكول بعلم فقه مىباشد
وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
تحميد و تسبيح هر دو ستايش و اظهار عظمت حق تعالى است لكن چنانچه گفته شده تحميد و حمد راجع بصفات جمال است و تسبيح راجع بصفات جلال وقتى در مقام ستايش گفتيم ( سبحان اللَّه ) ذات ازلى سرمدى را تنزيه ميكنيم و او را از هر صفت نقص و عيبى كه در موجودات امكانى ديده مىشود تبرئه مينمائيم و چنين اظهار ميكنيم كه ذات بى زوال احدى از آنچه مشركين از نسبت شريك و عديل و ولد و غير آن از آنچه در خور خودشانست و به او نسبت ميدهند مبرّا و منزّه از آن خواهد بود و در مقام ستايش گوئيم ( سبّوح قدّوس رب الملائكة و الروح ) و پس از آنكه ذات مقدّس الهى را از نقايص امكانى تخليه نموديم و بصفات جلال آن حقيقت پاك را ستايش نموديم آن وقت در مقام تحليه برميآئيم زيرا كه تحليه بعد از تخليه است و گوئيم ( الحمد للَّه ) و اظهار مينمائيم كه پروردگار ما متّصف به تمام اوصاف كمال است هر صفت كمالى كه در ممكنات ديده مىشود پرتوى و نمونهاى از اوصاف سرمدى او خواهد بود ( جمالك فى كل الحقائق سائر و ليس الّا جلالك ساتر ) بقول آن شاعر عارف
خلق را چون آب دان صاف و زلال * و اندران تابان جمال ذو الجلال
پادشاهان مظهر شاهى حق * عارفان مرآت آگاهى حق
خوب رويان آينه خوبىّ او * ماه رويان عكس مه رويى او
( مثنوى ) و پس از آنكه او را تسبيح و تحميد نموديم ببالاترين اوصافش كه وحدت باشد