علم و قدرت حق تعالى و نماينده اوصاف جلال و جمال الهى بودند و به اين اعتبار بر تمام افراد زمان خرد بلكه بر تمام افراد بشر علوّ و برترى داشتند اين است كه فرموده شما علو و برترى بر من نداريد بلكه چون من رسول پروردگارم علو و سلطنت حقيقى مخصوص به من است كه با اين كرامات و امور خارق العاده فرستاده شدهام كه شما را از تاريكى جهل بنور دانش رهبرى نمايم .
وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ
وقتى موسى عليه السّلام در هدايت نمودن آنان اصرار نمود و باظهار معجزات خود را بالاتر از آنها معرّفى نمود فرعونيان كمر قتل او را بستند و خواستند حضرتش را سنگسار نمايند و او را باعدام تهديد نمودند گفت پناه ميبرم بپروردگار خودم و پروردگار شما اشاره به اينكه پروردگار من و پروردگار شما يكى است و من شما را دعوت ميكنم به آن خداى واحد يكتا كه همه موجودات از او پديد گرديده و بسوى او بازگشت مينمايند و فرعون مخلوق ضعيفى است و لايق پرستش نميباشد .
وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ
اگر به من كه رسول پروردگار شمايم ايمان نمىآوريد چرا كمر قتل مرا بستهايد از من دورى كنيد و مرا به حال خود گذاريد يعنى آن اندازه كه مأمور بودم در تبليغ رسالت و راهنمايى شما انجام وظيفه خود را دادم اگر حرف مرا نمىپذيريد از من دورى نمائيد .
پس از آنكه حضرت موسى عليه السّلام از هدايت يافتن فرعون و قبطيان مأيوس گرديد و حجّت بر آنان تمام شد آن وقت بامر پروردگار بر آنها نفرين كرد .
فَدَعا رَبَّهُ أَنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ
موسى عليه السّلام دست بدعا برداشت و در مقام مناجات گفت پروردگار من اينان گروه نافرمان و گناه كارند و در معصيت و نافرمانى چنان فرو رفتهاند و دل آنها تاريك گرديده كه اميد بازگشتن براى آنان نيست .
آرى فرو رفتن در معاصى و حظوظات نفسانى چنان آدمى را محجوب ميگرداند