كرامتى كه نسبت به حضرت موسى عليه السّلام ميدهد نه اين است كه مخصوص به او باشد بلكه تمام پيمبران گرامى و بزرگوار بودند و عظمت و بزرگوارى آنها ناشى از روح قدسى آن بزرگواران است لكن راجع به همان روح قدسى كه به آن شايسته نبوّت و رسالت گرديدند از حيث قوّت و شدّت و قرب و بعد بين آنها تفاوت بسيار بوده چنانچه قوله تعالى
( تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ )
شاهد بر آن است .
حضرت موسى پس از تبليغ رسالت و اظهار معجزات وقتى از ايمان آوردن فرعون و قبطيان مأيوس گرديد و اذيت و جفا را بحضرتش از حد گذرانيدند بفرعونيان گفت بنى اسرائيل كه بدام عذاب شما فرعونيان گرفتار ميباشند با من بفرستيد تا از شهر مصر بيرون رويم .
و بقول بعضى از مفسرين عباد اللَّه منصوب به حرف ندا است و خطاب راجع ببنى اسرائيل است يعنى اى بنى اسرائيليان حق مرا در آنچه بر شما واجب گرديده ادا كنيد و ايمان بياوريد و مرا در تبليغ رسالت يارى نمائيد زيرا كه من پيمبر امين ميباشم و به آنچه مأمور گرديدهام بدون كم و زياد بشما ميرسانم .
وَ أَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
بنا بر معنى اول آيه ( ان أدّوا الى عباد اللَّه ) راجع بفرعونيان است و بنا بر معنى دوم راجع ببنى اسرائيليان خطاب مينمايد كه بر خدا علوّ و سركشى ننمائيد زيرا كه من فرستاده خدا ميباشم علوّ بر من علوّ بر خدا است و من سفير حق تعالى و با آيات و معجزات روشن مثل يد بيضا و باقى معجزات واضح و روشن كه دليل بر صدق مدّعاى من است مبعوث گرديدهام .
چون بنى اسرائيليان مردمان لجوج و دير باور و بهانهجو و قشرى بودند اين بود كه آن طورى كه معلوم مىشود معجزات حضرت موسى عليه السّلام زيادتر از باقى پيمبران ظهور و بروز نمود .
و چون معجزات پيمبران ناشى از علوّ مقام و ارتباط آنان بعالم ( ما فوق الطبيعه ) سر زده و از شدت و قوت عقل نظرى و عقل عملى آنان بروز نموده و آن بزرگواران مظهر