مثل رشتههاى يك پارچه مرتبط به يكديگر تحت فرمان يك مدبر حكيم انجام وظيفه ميدهند و بوحدت و يگانگى آن اقرار نمايند كه خالق و مدبرى نيست مگر او زنده مىكند و ميميراند او است پروردگار شما و پروردگار پدران و آباء و اجداد شما
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ
بلكه كفّار از آنچه بتوسط پيمبران به آنان خبر داديم در شك و گمانند و به گمان اينكه مال و ثروت و حيات دنيا پايدار است دنيا آنان را مشغول كرده و روزگار خود را بلهو و لعب ميگذرانند تا وقتى كه عذاب آنها را فرا گيرد و مضطر و بىچاره گردند ، آيه مشعر بر اين است كه كفار تجاهل مينمودند و چنين وانمود ميكردند كه ما نميدانيم براى اينكه روزگار خود را در لهو و لعب بگذرانند و گفتار پيمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله را به ديگران بيهوده بنمايند و گر نه هر عاقلى بدلالت عقلش ميفهمد كه اوضاع جهانى و اين نظام مجدّل بدون خالق حكيم قادر توانا انجام نميگيرد واقعا چقدر جاى تأسف است كه بشر عاقل ميخواهد از حقايقى كه آشكارا مشاهده مينمايد تجاهل كرده چشم پوشى مىكند و خود را بنفهمى وانمود مينمايد و چون دانسته انكار مينمايد اين است كه مستحق عذاب ميگردد و اگر واقعا قاصر باشد و قدرت بر تميز دادن بين حق و باطل نداشته باشد مستحق عذاب نميگردد .
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ - يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ
خداى تعالى بعد از بيان ربوبيّت و الوهيّت و خالقيّت خود در مقام بيان عذاب كفار و تحديد آنان بر آمده و خطاب برسولش مينمايد كه اى محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم اگر اينها در صدد مخالفت و دشمنى با تو بر مىآيند منتظر باش روزى را كه در اثر طغيان و پاداش اعمالشان آسمان مىآورد دودى هويدا و مردم را فرو ميگيرد و آن عذابى است دردناك .
سخنان مفسرين در توجيه آيه
1 - مقصود قحط و غلاء است بروايت عبد اللَّه مسعود چون قريش ايمان نياوردند و باضافه بپيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را بسيار اذيّت و تعدّى نمودند پيمبر اكرم و صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بر طائفه