الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ
اول بطور عموم فرمود دوستان و رفقاء در دنيا روز قيامت بعضى دشمن بعض ديگرند بعد پرهيزكاران را از عموم دوستان استثناء نموده يعنى هر دوستى كه دوستى او راجع بامور طبيعى و مادّى دنيوى پديد گرديده كه در لهو و لعب با هم دوست و رفيق باشند يا در امور ديگر در روز قيامت دشمن هم ميگردند قوله تعالى
( وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً )
و هر يك به ديگرى دشنام ميدهد .
و سرّ دشمنى آنان با يكديگر معلوم است زيرا كه رفقاء در دنيا يا در عمل قبيح و معاصى با هم رفيق ميگردند و عمل بد را در نظر هم شيرين مينمايند يا در كسب و كار و عمل با هم همكارى مينمايند و يكديگر را از طريق حق باز ميدارند و اشتغال بامور دنيوى و لو آنكه در نظر شارع مباح باشد باز آدمى را مشغول به دنيا نموده و از حق تعالى دور ميگرداند و چون در روز موعود اسباب آن لذائذ حسيّه مفقود گرديده و وزر و و بال معاصى و اشتغال به دنيا وى را گرفته كسانى را كه وى را در اين كار كمك نموده لعن و نفرين مينمايد .
( إِلَّا الْمُتَّقِينَ )
تمام دوستان و رفقاء در قيامت دشمن هم ميگردند مگر مردمان با تقوى و آنان كسانى ميباشند كه در همه حال چشم دلشان بسوى حق تعالى نگران است كسب و عمل مباح آنها را از حقّ و حقيقت باز نمىدارد و همان طورى كه اهل دنيا در فسق و معاصى بعضى معاون بعض ديگرند اهل ايمان و تقوى نيز چنينند زيرا كه فطرى بشر است كه هم عقيده و هم مسلك خود را دوست مىدارد و دوستى متقين با هم يكى از دو راهست يا اتفاق آنها در امور روحانى است كه مسلك و روش آنان در سير و سلوك الى اللَّه يكى و با هم متحد و معاون يكديگرند و آنها همين طورى كه در دنيا جسما و روحا با هم دوست و يگانگى بينشان استوار گرديده در قيامت كه حقيقت هر چيزى نمايان مىگردد البته اتحاد بين آنان استوارتر مىگردد .