خودش تجاوز نمود منعكس بضدش ميگردد بشر متمرد نيز از مرتبهاى كه براى وى آماده شده بود كه بايستى ترقى و تعالى نمايد تا آنكه خود را بعليين رساند عكس نفس ناطقه و روح مجرد خود را چنان تنزل داده كه بسير قهقرايى بقعر جهنم پرتاب خواهد گرديد قوله تعالى :
( لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ )
« 1 » اين است كه عذاب كفار نيز بتقدير ازلى روى ميزان حكمت و اعتدال در خور عمل آنها تعيين گرديده ، و نيز چنانچه گفته شد مىتوان از آيه استنباط نمود كه شكافته شدن قمر بامر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نيز بتقدير ازلى در همان ابتداء خلقت روى ميزان اعتدال مقرر گرديده و جزء نظام عالم قرار داده شده و مخالف حكمت نبوده .
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
اين آيه نظير آيهاى است كه در سوره ( يس ) فرموده
( إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
« 2 » و در جاى ديگر
( وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
او هو اقرب من ذلك ) چنانچه معلوم است ( لفظ كن در آيه
كُنْ فَيَكُونُ
) كه از كاف و نون تركيب شده باشد در كار نبوده بلكه اشاره بسرعت موجودات است كه بمحض اراده ازلى بدون وسائل خارجى در ابتداء آفرينش بقدرت مطلقه الهى بيك تجلى رحمانى و يك اراده وحدانى تمام حقايق و ماهيات امكانى هر يك به قدر استعداد و بر وفق نظام عالم از نيستى بهستى آمده و هر يك بوقت و موقعى كه در خور وى بوده ظهور و بروز نموده ، كه تقديرات ازلى است و اجراء آن در ( فيما يزال ) انجام مىگيرد .
هامش
( 1 ) - سوره تين آيه 4 و 5 محققا ما خلقت نموديم انسان را در بهترين خلقت و اعتدال پس از آن برگردانيديم وى را بپائينترين پايها
( 2 ) - سوره يس آيه 74