و آنهايى كه براى آنان پيمبران آمدند سؤال كن كه آيا پيمبرى بر آنها آمد مگر آنكه آنها را به غير توحيد ارشاد نمايد .
2 - از اهل كتابين يعنى توراة و انجيل سؤال كن كه
( أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ )
و آنها اگر چه كفارند لكن از باب اتمام حجّت و اثبات اينكه تمام پيمبران امت خود را بعبادت خداى واحد ارشاد مينمودند چنين امر مينمايد كه بدانند آنها نيز بخداى يگانه مردم را دعوت مينمودند و خطاب اگر چه به حضرت رسول است لكن مقصود امتند كه از تمام اهل كتاب بپرسند و اجماع آنها مفيد علم گردد .
3 - جماعتى از مفسرين گفتهاند آيه در شب معراج نازل گرديده على بن ابراهيم قمى بسنده الى الهشام چنين روايت مىكند گويد با ابى جعفر محمّد باقر عليه السّلام حج نموديم و نافع بن ازرق با من بود نافع چون جماعتى را ديد دور شخصى را گرفتهاند سؤال كرد كه اين كى است هشام گفت اين محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام است نافع گفت من ميروم نزد وى و از او سؤالاتى مينمايم كه جواب آن را نتواند بدهد مگر نبى يا وصى او وقتى رفت خدمت حضرت و گفت سؤالاتى دارم فرمود بپرس گفت بين حضرت عيسى عليه السّلام با محمد چقدر فاصله بود فرمود بعقيده تو بگويم يا برأى خودم گفت هر دو فرمود برأى من پانصد سال و برأى تو ششصد سال گفت پس چه معنى دارد قوله تعالى
( وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ )
ابى جعفر عليه السّلام اين آيه را تلاوت نمود
( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ )
تا آخر آيه و فرمود از جمله آيات الهى كه در آن شب بر حضرتش نمودار گرديد اين بود كه وقتى ببيت المقدس رسيد تمام انبيا و مرسلين عليهم السلام در آنجا اجتماع نمودند و جبرئيل اذان گفت و تمام پيمبران بنبى حاتم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم اقتداء نمودند آن وقت خطاب رسيد اى محمد از اين پيمبران بپرس
(
أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً
)
تا آخر حديث كه مفصل است و محل شاهد ما اين آيه بود كه بنا بر اين حديث لازم نمىآيد چيزى در تقدير گرفت و آيه به ظاهر خود باقى است .