تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
نموده و بكفر خود ادامه مىدادند .
وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ - أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ
پس از آنكه فرعون با آن قوّت و شوكت و اقتدارى كه داشت نتوانست با موسى ( ع ) مقاومت نمايد و ديد روز بروز پيروان موسى ( ع ) زياد ميگردند بناى تدليس را گذاشت و امر كرد مردم را جمع نمودند و براى آنكه مردم را بسلطنت و مكنت خود فريب دهد و خود را به نظر آنان بزرگ نشان دهد ببنى اسرائيليان كه ايمان آورده بودند خطاب مىنمايد كه آيا من مالك و سلطان مصر نيستم و اين نهرهايى كه جريان دارد در تحت اختيار من نيست آيا شما نمىبينيد آيا من كه چنين سلطنت و اقتدارى دارم بهترم يا اين شخص خوار كه نه مال و سلطنت دارد و نه زبان فصيح كه با بيان خوب بتواند با شما تكلم نمايد . از بعض مفسرين چنين نقل شده كه وقتى خداى تعالى موسى ( ع ) را نزد فرعون فرستاد لكنت را از زبان او برداشت بدليل قوله تعالى حكاية از موسى كه گفت
( وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي )
و جواب او
( قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى )
و غرض فرعون اين بود كه زمان پيش را به ياد مردم آورد و نقطه ضعف موسى را بنماياند .
فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ - فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
فرعون بر سخنان ركيك خود مىافزايد و گويد اگر موسى از طرف خداى تعالى مبعوث گرديده چرا دست بند زرين بر دست ندارد گويند فرعون بهر كس حكومت ميداد دست‌بند طلايى بدست او ميكرد و بگردنش طوق زرين مىانداخت و اين را علامت فرمانروايى او قرار ميداد . و به اين گفتار چنين وانمود مينمود كه موسى لايق رسالت نيست زيرا نه صاحب مال و مكنت است و نه موجودات غيبى مثل ملائكه با او همدوش و با وى پيوسته‌اند