پيمبران را در محل اقامتگاهشان ملاقات نمود و با آنان سخن گفت و جهنم و جهنميان و بهشت و بهشتيان را به چشم مشاهده نمود با آنكه بسيارى از آنها هنوز در عالم طبيعت ظهور و بروز ننموده بودند همه چيز در آينه قلبش هويدا گرديد .
چه متانت و استقامت و قلب قوى خواهد كه در چنين وهلهاى خود را نبازد و به چپ و راست نظر نيفكند و زير پاى خود عالم هستى و گيتى پهناور عالم ممكنات را بنگرد و به آن التفاتى ننمايد فقط به بالاى خود نگاه كند كه عظمت خالق را ببيند .
آرى بايستى چنين باشد روح نيرومند و بزرگى ( روح محمّد « ص » ) كه تا قيامت برهنمايى خلق فرمان دارد بايستى بر جسمش غالب باشد بلكه بايد بر تمام جهانيان استيلاء و برترى داشته باشد و اول و آخر را با هم بيند و گر نه لايق پيشوايى كافه خلق نباشد .
چگونه روح پاك محمد « ص » چنين نباشد در صورتى كه وجود مباركش ( تحت الشعاع ) نور احدى و محل جلوهگاه مقام ربوبى و اول ما خلق اللَّه بشمار ميرود و تمام كائنات تحت الشعاع نور وجودش و تحت احاطه جلوه نورانى او واقعند و بتوسط وجود او از حق تعالى فيض وجود ميگيرند حديث قدسى
( لولا لما خلقت الافلاك )
شاهد بر اين است .
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
در اينكه ( لات و العزى و مناة ) سه بت بزرگ بودند كه در زمان جاهليت اعراب آنها را پرستش مىنمودند و بوجود مبارك رسول هاشمى صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آنان اعدام گرديدند حرفى نيست لكن در اينكه چه قسم بتى بودند از مفسرين گفتارى نقل گرديده .
1 - بعضى گفتهاند ( لات ) تانيث اللَّه است مثل عمر و عمره عباس و عباسيّه زيرا كه مشركين گمان ميكردند كه بتها مؤنثاند اين بود كه ( اللات ) را