مثل ملكه اجتهاد و استنباط احكام يا علوم ديگر يا اوصاف حميده مثل ملكه حكمت ، شجاعت ، عفت ، عدالت كه از اين علوم و ملكات تعبير به قوّه قدسيه مينمايند چهارم - عقل مستفاد و آن وقتى تحقق پذيرد كه عقل انسانى كاملا مرتبط گرديده بعقول كليه و از آنجا اخذ علوم و معارف نمايد و تا اينجا عقل نظرى منتهى ميگردد و تمام كمالات علمى در آن بالفعل حاصل ميگردد اگر چه بين واجدين آن نيز از حيث درجات تفاوت بسيار خواهد بود لكن اصلش همين است .
اين است كه محققين از حكماء و عرفاء گويند نبى انسانى است كه در مرتبه عقل نظرى و عقل علمى در منتهى درجه كمال رسيده باشد بعقل نظرى مرتبط بعالم روحانيين گرديده و انوار قدس الهى را مشاهده مينمايد و بسبب اتصال او بعالم ربوبى علوم و معارف بقلب او ريزش مينمايد و تجليات انوار الهى را معاينه مينمايد .
و بطريق عقل عملى كه وقتى قواى نفسانى آدمى در عمل كامل گرديده نفس از مرتبه خود صعود مينمايد و مرتبط ميگردد بعالم علويين و باذن خدا در مواد موجودات متصرف ميگردد و چون قواى روحانى رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مرتبط گرديده بعالم مجردات اين است كه بعقل مجردش ملائكه را به چشم سر به صورت مناسب مينگرد و به گوش مجردش آواز ملك وحى را ميشنود زيرا كه تمام قواى ظاهره و باطنه نبى مرسل در گرفته بنور توحيد است و به قوت نفس شريفش در مواد موجودات متصرف ميگردد و باذن خدا بهر صورتى كه خواهد در ميآورد و به اين طريق ميتوان جمع نمود بين آيات قرآن و احاديث زيرا قوله تعالى
( فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى )
شايد اشاره به اين باشد كه خداى متعال بدون توسط ملك برسول خود وحى فرستاد و اين نيست مگر به آن ارتباط كاملى كه حضرتش بمقام روحانيين داشته .
و نيز در آيات ديگر چنانچه استظهار نموديم مثل آيه سوم :
( إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى )
و آيات ديگر كه بعضى نسبت بجبرئيل