خلاصه چون مشركين بتها و نيز ملائكه را دختران خدا مينماميدند اين بود كه آيه در مقام توبيخ آنان بهمزه استفهامى كه در موقع انكار ميآوردند بمشركين خطاب سرزنش آميز مينمايد كه آيا چنين مقام و رتبهاى كه خدا بمحمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم داد كه او را از ( سدرة المنتهى ) گذرانيد و بقاب قوسين او ادنى بالا برد و روح پاك آن سرور را جلوهگاه فيض منبسط خود گردانيد و عالم خلقت را به او ارائه داد خدايان شما چنين مقام و رتبهاى بشما توانند داد .
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
آيا شما داراى فرزندان پسر باشيد و از براى خدا دختران اينجا نيز همزه استفهامى در مقام توبيخ و سرزنش آنها است كه اين قسمت ناروايى است كه از روى جهالت و ظلم ميكنيد زيرا پسر كه به نظر شما شريفتر از دختر است نسبت به خود ميدهيد و ملائكه را بنام دختران نسبت به خدا ميدهيد .
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ
اين بتهايى را كه شما پرستش مينمائيد و براى آنان مقامى و مرتبهاى قائل ميباشيد اينان فقط اسم بلا مسمّى ميباشند خالى از حقيقت و جمادى بيش نيستند هيچ قدرت و سلطنتى براى آنها نيست و شما از روى جهالت و نفهمى و هواى نفسانى چنين گمان ميكنيد كه از اين بتها كارى ساخته ميگردد و بعبادت آنها به حق تعالى تقرب ميجوئيد .
واقعا بسيار جاى تعجب است چگونه انسان كه دعوى عقل و دانش مىكند و خود را اشرف موجودات ميداند بجمادى كه ساخته شده دست بشرى است سر فرود ميآورد و از آن حاجت ميطلبد و بدون دليل و مدركى براى آن قدر و منزلتى قائل ميگردد و آنان را واسطه بين خود و خدا مىپندارد چنانچه در قرآن مجيد حكاية از آنها فرموده
( ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى )