قيام نمايد و در اينجا چهار جوى ديدم كه از زير آن آب بيرون ميآمد و شايد همين باشد مقصود از قوله تعالى در سوره محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه فرموده :
( أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ )
تا قوله تعالى
( مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى )
يكى آب تازه پاك و ديگر از شير و ديگر از خمر و ديگرى از عسل تصفيه شده و در آنجا درختى بود كه سوار تندرو هفتاد سال در سايه آن ميرود .
و بروايت طبرسى از حضرت رسول « ص » است كه فرموده در آنجا درختى ديدم كه در هر برگى از آن ملكى ايستاده و خدا را تسبيح و ستايش مىكند .
و بروايت ابو هريره فرموده آن درخت از نور كبرياء الهى پوشيده شده بود و حسن و نضارت آن درخت بطورى بود كه وصف كنندهگان از وصف آن عاجز باشند .
راجع بمعراج بعضى از جماعت مسلمين از حكماء و نيز جماعتى از تذكره نويسان چنين گمان كردهاند كه روح رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بآسمانها رفت نه جسم طبيعى او لكن آنچه از آيات قرآنى و احاديث بطور تواتر بما رسيده و محققين و دانشمندان اسلامى پذيرفتهاند همانست كه حضرتش با همين جسم طبيعى بآسمانها صعود كرده و تمام پيمبران گذشته را ملاقات نموده و با آنان سخن گفته و به سدرة المنتهى رسيده و خدا بطريق وحى با او تكلم نموده و وقتى برگشت هنوز چفت درب خانهاش كه موقع رفتن باز كرده بود تكان مىخورد .
و چون اين مطلب امرى است ممكن و دليلى بر محاليت آن نداريم و مخبر صادق خبر بوقوع آن داده ما قبول ميكنيم و به آن ايمان داريم بلكه اگر بخواهيم معراج جسمانى را تطبيق كنيم با كشفيات امروزه كه بعض از اسرار طبيعت آشكار گرديده از قبيل قوه جاذبه كه گويند سرتاسر موجودات را گرفته و قوه مغناطيسيه كه اندازهاى از آن در هر بشرى موجود است گوئيم اين قواى طبيعى چنان در وجود شريفش قوى بوده كه توانسته جسم ثقيل خود را با سرعتى سريعتر از سرعت نور حركت دهد و محالى به نظر نميآيد .