بدليل اجماع مسلمين و اخبار متواتره پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم هنگام وحى جبرئيل را به چشم سر به صورت نيكو ميديد و به گوش حسى آيات را ميشنيد و در اين آيه ديدن را نسبت بقلب محمد « ص » ميدهد شايد الف و لام ( الفؤاد ) الف و لام عهد باشد يعنى دل محمد « ص » آنچه ديد خطا و دروغ نبود عين واقع و حقيقت را مشاهده مينمود .
و ممكن است الف و لام جنس باشد كه بطور كلى آنچه را كه انسان بدل و قلب ادراك مينمايد و بوجدان سرى و باطن درك مىكند خطا در آن نيست زيرا كه در حواس ظاهره مثل ديدن به چشم شنيدن به گوش خطا بسيار است لكن در وجدانيات خطا راه ندارد و پيغمبر اكرم « ص » از راه سرّ و قلب منور در گرفته بنور توحيد چنان بقرب معنوى نه حسى به خدا نزديك گرديد كه بدون واسطه ملك علوم لدنى بقلب مباركش ريزش مينمود .
از ابن عباس روايت ميكنند كه محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم خدا را بقلب ديد نه به چشم و نيز محمد حنيفه از پدر بزرگوارش ( ع ) چنين نقل مىكند كه حضرت رسول ( ص ) ( به عين اليقين ) خداى خود را از آيات روشن و بوسيله آنچه مشاهده نموده بود شناخت اگر چه قبلا هم عالم بود .
لكن اين رؤيت آيات براى اطمينان قلب مباركش بود نظير قول ابراهيم كه وقتى گفت
( رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى )
بوى خطاب شد
( أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي )
و در منهج الصادقين از ابو سعيد خدرى روايت مىكند كه در پاسخ سؤال از حضرت رسول « ص » از قوله تعالى
( ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى )
فرمود ( رايت نورا ) و اين روايت را از عكرمه و مجاهد نيز نقل ميكنند .
و ميتوان فقرات اين آيات را شاهد بر اين توجيه گرفت يكى
( عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى )
چون ببرهان عقلى و نقلى ثابت گرديده كه پيمبر خاتم ( ص ) از حيث مرتبه و مقام اول ما خلق اللَّه بشمار ميرود چگونه مىشود تصور نمود كه