شاگرد جبرئيل « ع » باشد و از جبرئيل علم بياموزد و اينكه بتوسط جبرئيل « ع » قرآن بر وى فرود مىآمد باعتبار مرتبه حس و جسم مباركش بوده نه باعتبار روح مقدسش و ظاهرا اين آيات در مقام فضائل روح شريفش برآمده نه باعتبار مقام حسى او .
و ديگر قوله تعالى
( وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى
بنا بر اينكه مقصود از ضمير ( هو ) جبرئيل باشد بايستى بگوئيم مقام جبرئيل فوق مقام محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم است با اينكه چنين نيست .
و نيز قوله تعالى
( فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى )
مشعر بر اين است كه مرجع تمام ضمائر خدا است كه بعدش محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم وحى نمود زيرا كه آيات در يك سياق است و ميتوان از آن استخراج نمود كه وقتى رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بمقام قرب رسيد حق تعالى بدون واسطه ملك بقلب رسولش وحى نمود بلكه توان گفت شايد با او تكلم كرده باشد چنانچه با موسى ( ع ) تكلم نمود .
پس از اين بيانات خواهيد فهميد كه بهترين توجيهات توجيه دوّم است كه از تفسير على بن ابراهيم قمى و ديگران در بالا نقل نموديم .
( و اللَّه عالم باسرار كلامه )
أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى
آيا اين مردم در باره آنچه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از آيات پروردگارش بعيان ديد مجادله ميكنند .
شايد ( ماء ) موصوله با صلهاش اشاره باشد بر آنچه پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از آيات ظاهر و روشن حق تعالى به چشم دل ديد و ( ماء ) استفهاميّه در موقع تعجب در مقام اين باشد كه آنچه محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ديد و خبر داد به چشم دلش و و جدان قلبى خود بوده و چون امور وجدانى شك بردار نيست و جدال و شك در آن راه ندارد چگونه كفار در باره وحى و امور وجدانى در مقام مجادله و تكذيب رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم خداى تعالى برميآيند .