نزديك شد برسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم و شدّت قرب وى بحضرتش و فاصله او با رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به قدر
( قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى )
مانند مقدار دو كمان يا نزديكتر بود يعنى بطورى جبرئيل به پيغمبر نزديك گرديد كه اگر كسى ميخواست مسافت بين او و پيمبر را مقياس كند به قدر فاصله دو كمان يا كمتر بود و ظاهرا تشبيه معقول است بمحسوس و مقصود قرب معنوى است نه حسى .
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
پس خداى تعالى وحى كرد ببنده خود محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آنچه وحى كرد در تفسير منهج الصادقين چنين گويد بعضى از مفسرين گويند تمام ضمائر از قوله تعالى علّمه شديد القوى تا قوله تعالى
( فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى )
راجع به حضرت احديت است و مراد بشديد القوى شدّت قدرت و قوّت او تعالى است چنانچه فرموده
( هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ )
و دنوّ حق تعالى بنبىّ اشاره بمرتبه بلند او و رفعت مقام وى نزد حضرت صمديت خواهد بود و مقصود از ( تدلّى ) چنين است كه حق تعالى حبيب خود محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را بجانب خود مجذوب گردانيد و شاهد بر اين توجيه روايت انس است در ضمن حديث معراج كه فرموده ( پس نزديك شد محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بجبار پس تدلّى پيدا نمود ) و بقدرى نزديك شد ( بقرب معنوى نه حسى ) كه فاصله محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم با حق تعالى ( در مثل ) به قدر فاصله دو كمان يا نزديكتر بود و بروايت حسن بن فضل محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بعرش نزديك شد پس آويخته شد يعنى دست بحجب و سرادقات عرش زد و چون قدمش را جاى قرار داد نبود در هوا بايستاد حق تعالى با وحى نمود . پايان ديگرى گفته ضمير
( دَنا فَتَدَلَّى )
راجع به پيمبر است و ضمير ( كان ) راجع به قرب پيمبر است به حق سبحانه و ضمير
( فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى )
راجع به او تعالى است يعنى در شب معراج حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نزديك شد بجناب احديت و از حيث منزلت و مقام مقرب درگاه او گرديد پس ( متدلّى ) شد و سر فرود آورد براى اداء سجده عبوديت و قول حق تعالى
( فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى )