كه فرشته حامل وحى را در خواب يا در بيدارى به چشم سر ببيند و به گوش حسى كلمات وحى را بشنود لكن الهام چنين نيست آن مطالب و معانى واقعى كه بدون سابقه فكر و ترتيب مقدمات در قلب ولى ريزش مىكند و نميداند از كجا آمده آن را الهام گويند اين است كه مأخذ وحى و الهام يكى است وحى مخصوص بپيمبران خواهد بود كه قواى باطن آنها در منتهى درجه قوت و شدت و تجرد است و چنان بعالم علوى مرتبط گرديدهاند كه قواى ظاهرى آنها در گرفته بنور توحيد گرديده . اين است كه بقواى ظاهرى نيز ملك را مىبينند و آواز ملك را ميشنوند لكن كسى كه بمقام نبوت نرسيده چنين تجردى براى وى نيست اگرچه در تمام خصوصيات پنجگانه كه در وحى گفته شد نبى و ولى با هم شركت خواهند داشت عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى در اينكه مقصود از ( شَدِيدُ الْقُوى ) كه به پيمبر اسلام تعليم نمود كى بود . اكثر مفسرين را رأى بر اين است كه مقصود جبرئيل امين و ملك وحى است كه در منتهى درجه قوّت و شدّت است و از شدّت قوت او بود كه شهرستان قوم ( لوط « ع » ) را از زمين كند و به هوا بلند نمود و برگردانيد و نيز قوم ثمود را بيك صيحه هلاك گردانيد ( ذو مرّة ) صفت ديگرى است از فضائل جبرائيل كه صاحب قوت و شدت عقل و فطانت و رويه مىباشد بلكه حكماء از جبرائيل تعبير بعقل فعال نمودهاند و گويند عقول تمام عقلاء عالم مرتبط به او است ( فاستوى ) راست بايستاد و صورت اصلى خود را به پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نشان داد و از بعض روايات نقل شده كه هيچ پيمبرى جبرائيل را به صورت اصلى نديد مگر پيمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه حضرتش دو مرتبه او را به صورت حقيقى خودش مشاهده نمود يك دفعه در زمين در طرف مشرق و دفعه ديگر در آسمان در شب معراج نزديك ( سدرة المنتهى ) ( وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ) در صورتى كه جبرائيل در افق بالاترى بود شايد اشاره به اين باشد كه جبرئيل با آنكه در عالم ( ما فوق الطبيعه ) مقام دارد ( ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى )
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٣٧٢