وجود به آنها نرسد كجا انسان ميتواند امرار حيات نمايد فورا همه چيزها معدوم ميگردد اين كاخ مجلل جهانى و اين نظام گيتى و گردش كائنات بدور هم بالاترين دليلى است بر اثبات وجود و علم و قدرت و حكمت آن فرد متعال .
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
اشاره به اينكه آيا نزد آنها نردبانى است كه بسوى آسمان بالا روند و از عالم بالا و ملائكه علوى و عقول مقدسه علوم و معارفى فرا گيرند اگر چنين است بايستى بر آنچه شنيده و دانا گرديدهاند حجت و دليل ظاهر و آشكار بياورند .
شايد مقصود چنين باشد كه اين جماعتى كه از عالم طبيعت قدمى بالا نگذاردهاند و خبرى از عالم ( ما فوق الطبيعه ) ندارند و فقط در لجنزار طبيعت غوطهورند چگونه دعاوى عقل و كمال نموده و خود را عاقل و دانا ميدانند و نسبت ديوانگى و ساحرى به پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ميدهند كه روح شريفش متصل و مرتبط بعالم ( ما فوق الطبيعه ) گرديده بلكه عقل كل و اول ما خلق اللَّه بشمار ميرود ، و اگر اين كافرين از عالم بالا خبرى دارند بايستى دليل و برهان بياورند و دعاوى خود را ثابت نمايند چنانچه انبياء بر اثبات گفتارشان دليل و برهان اقامه مينمودند .
أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ
اينها كه خبرى از عالم إله ندارند چگونه نسبت فرزند بپروردگار عالم مىدهند و ملائكه را دختران خدا ميدانند و براى خودشان پسران كه نيرومندتر و نزد آنان شريفترند انتخاب نمودهاند .
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
همزه استفهامى در هر دو آيه در مقام انكار است يعنى اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آيا تو براى تبليغ رسالت و ارشاد و هدايت آنها بطريق سعادت و فضيلت اجر و مزدى از آنها مطالبه ميكنى و مزد دادن براى آنها سنگين مينمايد از اين جهت قبول رسالت تو را نمىكنند و تكذيب مىنمايند آيا نزد آنها است امورى كه از نظرشان غائب است و چيزهايى از غيب ميدانند و آنچه از امور غيبى خبردار گرديده