حقانيت قرآن برآمده كه اگر شما چنين پنداريد كه خودم آيات قرآن را بهم بافتهام شما هم مثل من عربيد و قرآن چنانچه فرموده ( به عربى فصيح فرود آمده ) اگر اين گمان شما راست و درست است شما هم سخنان و آياتى مثل اين قرآن بياوريد بلكه آن خباثت نفس شماست كه نميخواهيد ايمان آوريد .
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ
اين آيه نيز در مقام الزام و احتجاج بمنكرين مبدء است كه بايستى رجوع بعقل خود نمائيد و فكر كنيد آيا شما بدون علت و سبب موجود گرديدهايد يا آنكه خودتان خود را خلق نمودهايد .
چون از بديهيات اوليه است كه هر حادثى محدث ميخواهد حتى بچه دو سالهاى اگر بيند چيزى كه نبوده جلو وى گذاشته شد به اين طرف و آن طرف رو مىكند كه آورنده آن را ببيند حتى حيوانات نيز اين اندازه شعور دارند چه جاى انسان بالغ ، اين است كه كلام الهى ميخواهد آنان را ملزم گرداند بشهادت عقلشان كه رجوع بعقلتان نمائيد كه وقتى وجود نداشتيد و بعد حادث گرديديد .
يكى از دو حال خارج نيست يا آنكه گوئيد بدون علت و سبب از لا شيئى بوجود آمدهايد اينكه بر خلاف بديهيات اوليه است و هيچ سفيهى چنين نميگويد كه شيئى كه نبوده بدون علت و سبب موجود گرديده يا چنين گمان مىكنيد كه خودتان خود را خلق نمودهايد اين هم بديهى البطلان خواهد بود چگونه ممكن است عدم علت و سبب وجود گردد عدم و وجود نقيض يكديگرند وجود ، علت امر وجودى ميخواهد كه طرد عدم نمايد .
أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
اشاره به اينكه اگر قدرت داشتند كه خود را از نيستى بهستى آرند بايستى قدرت داشته باشند بر خلقت آسمانها و زمين زيرا كه وجود آنها مربوط بآسمانها و زمين است اول بايد آسمانها و زمين را در حال نيستى خودشان آفريده باشند پس از آن خود را بوجود آوردند نه چنين است بلكه اينان مردمانى مىباشند كه