اكثر مردمان امروزه نيز چنينند با آنكه اقرار و اعتراف مينمايند بوجود قادر متعال لكن با اينحال هر بلائى و هر آفت ناگهانى كه بر آنان فرود آيد حمل بر امور طبيعى مينمايند و همه چيز را باقتضاء طبيعت ميدانند بدون آنكه ملتفت باشند كه طبيعت چيزى نيست كه بشود امور را نسبت به آن داد هر چه در عالم واقع ميگردد خواه مطابق نظام عالم واقع گردد يا به نظر ظاهر بينان مخالف همه باراده و خواست مربى و إله عالم انجام ميگيرد و موحد كسى است كه ( لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه ) را نصب العين خود قرار دهد و چشم از اسباب دوخته و در همه حال ( مسبّب الاسباب را مينگرد .
فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم واگذار آنها را تا وقتى كه برسند بروز سختى كه فرارگاه و نجاتى براى آنها نخواهد بود و آن روزى است كه كيد و حيله آنها سبب نجات آنان نميگردد و بجزاء اعمال زشت و سخنان نارواى خود خواهند رسيد .
( يوم ) دوم بدل ( يوم ) اول است و اشاره به اينكه تو از گفتار و كردار آنها ملول و آزرده مشو وظيفه تو تبليغ رسالت است پس از انجام وظيفه خود آنان را به حال خود گذار تا برسند به روزى كه نتيجه اعمال خود را بهبينند و بفهمند كه آنچه را گمان ميكردند از عذاب نجاتشان ميدهد سودى براى آنها نداشته بلكه بر ضرر آنها تمام شده و كسى را نمىيابند كه آنها را يارى و كمك نمايد .
وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
كفار در آن زمان از دو جهت مستحق عذاب گرديدند يكى از جهت كفرشان كه در عبادت با خدا چيزى را شريك قرار ميدادند كه كفر خودش باعث عذاب مىگردد و ديگر هم ظلم به خود نموده كه خود را از سعادت و فضيلت بازداشتهاند و هم نسبت بوجود مقدس رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم و مؤمنين كه از هيچ ظلم و تعدى نسبت به آنها فرو گذار نمىنمودند اين است كه براى آنان عذابى است غير از عذابى كه