مىنويسند و ديگر خود را محتاج بارشاد كنندهاى نميدانند .
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ
يا آنكه انكار آنان از روى كيد و مكر و خود خواهى و خود پسندى است كه مىخواهند در باره تو حيلهاى به كار برند لكن كفار نميدانند كه مكر آنها بازگشت بخودشان مينمايد .
و از بعض مفسرين است كه آيه اشاره به اين دارد كه مىخواهند مكرى و تدبيرى در باره تو كنند و آن مكر و حيلهاى بود كه در دار الندوه نسبت به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ميكردند از قتل و حبس و اخراج كه اجرا گردانيدند .
أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ
آيا براى آنها الهى است غير از خدا منزه و مبراء است خداى عالم از آنچه براى او شريك قرار ميدهند .
اينجا نيز به همزه استفهامى در مقام انكار و سرزنش كفار برآمده كه چگونه اينان غير از خداى يكتا را پرستش مىنمايند آيا الهى و پروردگارى كه آنها را از نيستى بهستى آورده و به آنها روزى ميدهد و حيات و موت و دنيا و آخرت و همه چيز بسته بقدرت و امر و اراده او انجام ميگيرد غير از او خداى ديگرى هست كه چنين قدرت و استيلايى داشته باشد .
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
خدا از آنچه براى او شريك قرار ميدهند بىنياز و غنى بالذات است و قادر و توانايى است كه در امور خلقت و افاضه محتاج بشريك و معاون نيست بقدرت تامه و علم ازلى هر چه را اراده نمايد فورا موجود مىگردد بهر كه خواهد نعمت ميدهد و از هر كه لايق نباشد ميگيرد .
وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ
كفار بقدرى از امور ربانى و قدرت يزدانى بىخبرند كه اگر فرضا پارهاى از آسمان به زمين افتد حمل بر امور طبيعى نموده و گويند اين ابريست بهم پيوسته .