چون چنين است پس اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم چگونه گمان مىشود كه ممكن است انزال قرآن كه از معدن رحمت پروردگار تو فرود آمده بدون استعداد سابق كه همان مقام ولايت باشد كه هر كسى استعداد چنين مقامى را ندارد بلكه مخصوص كسانى است كه لايق آن باشند و آن نصيب كسى ميگردد كه در مورد لطف الهى و فيض ربانى واقع گرديده و بدلخواه مردم انجام نميگيرد .
بلكه امامت و خلافت كه منصب خدا دادگى است آن نيز بايستى بدست او و به حكم او بدون توسط غير انجام گيرد اين است كه يكى از ادلّه ما شيعيان بر خلافت بلافصل على بى ابى طالب « ع » اين است كه امامت كه تالى تلو نبوّت و منصب الهى است ممكن نيست بدون تعيين پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه آن هم باذن حق تعالى است بدست مردم داده شود زيرا كه خليفه بايستى حافظ دين و مفسّر قرآن و داراى مقام عصمت و برگزيده مرتبه ولايت كليّه الهيّه باشد تا آنكه بشود بقول و حكمتش اعتماد نمود .
چگونه شخص عاقل قبول مىكند دينى كه بايستى تا قيامت باقى و بايد در بين مردم ابراز فعاليت كند حافظ و نگهبان و مجرى آن بدست مردمانى تعيين گردد كه تا چند سال قبل بت پرست و مشرك بودند و مسلما مطلع بر اسرار و نكات قرآن نبودند و نيز باتفاق تمام مسلمانها فاقد مقام عصمت نيز بودند پس چگونه توان قبول نمود كه چنين كسانى بجاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم اسلام نشينند و احكام اسلام را جارى نمايند و براى خود قرآن را تفسير و تأويل نمايند البته عقل سليم قبول نخواهد نمود .
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ - وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ
اين آيات متفرع بر آيات بالا و در مقام بيان بىاعتبارى و حقارت مال و جاه و ثروت دنيا است كه هميشه نزد مردم بسيار با اهميّت مينمايد ،