تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
شكى نيست در اينكه كسى كه مشغول ياد خدا و اوصاف عظمت او نگرديد و در آيات قرآنى و اسرار و نكات مندرجه در آن تأمل ننمود تا آنكه حقانيّت دين اسلام بر او روشن گردد البته مشغول بباطل ميگردد و دل و قلب او ميدان جولان‌گاه شياطين مىشود و آنان اطراف قلب آدمى را فرا ميگيرند و راه حق و طريق تردّد ملائكه را مىبندند آن وقت قلب محل قرارگاه شياطين ميگردد و ديگر براى انسان راهى براى طرد شياطين نيست مگر ذكر و فكر در اوصاف الهى و بدايع خلقت تا آنكه باستعانت حق تعالى راه شياطين بسته گردد ( ديو چه بيرون رود فرشته در آيد ) . از حضرت رسول چنين روايت شده ( اگر نبود كه شياطين اطراف قلب بنى آدم را گرفته‌اند هر آينه نظر ميكرد بملكوت آسمانها و زمين ) از اين حديث معلوم مىشود كه هر فردى از بشر لايق چنين مقامى هست لكن وقتى تابع نفس و هوى گرديد شياطين بر وى مسلّط ميگردند و اطراف قلب را گرفته و چشم قلب كه به آن بايستى بملكوت آسمانها و زمين نظر كند و حقايق معنوى بر وى مكشوف گردد كور ميگردانند و البته كسى كه بكورى و تاريكى نفس گرفتار گرديد بيراهه و بقهقرا ميرود و گمان مىكند به راه مستقيم حركت مىكند .
حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ
آيه در مقام وصف اشخاصى برآمده كه در اثر اعراض از حق تعالى در دنيا شياطين مونس و جليس آنان گرديده .
( حَتَّى إِذا جاءَنا )
تا وقتى كه بعالم آخرت بازگشت نمودند و خود را با شياطين كه در دنيا رفيق آنها بوده در جهنم و عذاب مىبينند آن وقت برفيق خود كه شيطان است ميگويد اى كاش بين من و تو به قدر دو مشرق دور بود . شايد مقصود از مشرقين مشرق و مغرب باشد كه بين آنها فاصله زياد است و از باب تغليب مشرقين ناميده چنانچه گويند شمسين و قمرين و شايد مقصود از مشرقين