( دوم ) از حديث اول ميتوان استفاده نمود كه آسمانها مثل حلقههاى زنجير با اينكه بهم پيوستگى دارند از هم بازند و آن طورى نيست كه علماى هيئت قديم اظهار ميكردند و طبقات آسمان را تشبيه مينمودند به پردههاى پياز كه بهم چسبيده و محدّب هر يك متصل بمعقّر ديگرى است و روى اين اصل غلط منكر معراج جسمانى حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بودند نظر به اينكه ( خرق و التيام ) در افلاك ممكن نيست و چنين گمان ميكردند كه چون طبقات آسمانها چسبيده بهم است از عروج پيغمبر به آسمان لازم آيد آسمانها از يكديگر جدا گردد و چنين امرى را محال ميدانستند .
و نيز از بصائر الدرجات از امام جعفر صادق عليه السّلام نقل شده كه فرموده :
( ان من وراء شمسكم هذا اربعين عين شمس فيها خلق كثير و ان من وراء عين قمركم هذه اربعين قمرا فيها خلق كثير لا يدرون ان اللَّه تعالى خلق آدم ( ع ) ام لم يخلقه )
يعنى پس از خورشيد شما چهل چشمه خورشيد است كه در آنها مخلوق بسيار ميباشند و ندانند كه خداى تعالى آدم را آفريده يا نه و از اين روايت نيز كثرت و عدم محدوديت عالم را به آنچه علماى هيئت قديم محدود مينمودند معلوم ميگردد و همانطورى كه كشفيات جديد ارائه ميدهد آسمانها و زمين و كرات و ستارگان از هم باز و چسبيده بهم نيستند آيات قرآنى و احاديث و آنچه اولياء الهى از راه سرّ و باطن و وحى دانستهاند بعضى از آنها مطابق ميگردد با آنچه كه علماء جديد بعد از زحمات بسيار بتوسط تجربه و تجزيه و وسائل بسيار اندكى از آن را از طريق آلات جسمانى فهميدهاند و در آن عمل ميكنند .
( إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ )
سوگند به آسمان كه صاحب راهها است كه شما كفّار در گفتار مختلفيد در باره پيغمبر و در باره قرآن و سخنانى گوئيد كه ضد هم و نقيض يكديگر است پيمبر را گاهى كاهن ، گاهى شاعر ، گاهى مجنون مىگوييد قرآن را گاهى سحر ، گاهى شعر و كهانت ، گاهى رجز ، گاهى اساطير اولين
هامش
حديث دوم از كتاب خصال نقل شده .