تعبير مىشود بمعانى كه اختصاص به او دارد از روح و علم و شجاعت و غير اينها قوله تعالى
( وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ )
يعنى ارواح و قال تعالى
( لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ )
يعنى علم و فهم . ( پايان ) و از ابن عباس نقل ميكنند كه قلب را تفسير بعقل نموده و تسميه آن بقلب از قبيل تسميه حال بمحلّ است .
( قلب ) آن لطيفه ربّانى و منبع فيوضات غير متناهى و وديعه الهى است و آينه مانند داراى دو رو و دو جنبه است رويى به طرف حق دارد و رويى به طرف خلق هر گاه رو به حق نمايد و از كثافات نفسانى تصفيه و پاك گردد متّصف ميگردد ( بقلب سليم ) قوله تعالى در وصف چنين اشخاصى فرموده
( إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ )
« 1 » و چون قلب محل مهر و شفقت است مظهر اسم رحمن و رحيم گرديده و هر گاه رو بخلق آورد و بصفات نفسانى و اوصاف حيوانى متّصف گرديد آينه وى تار ميگردد و ديگر نمايندگى ندارد آن وقت با خزف يكسان خواهد بود و ديگر وى را نبايد قلب ناميد اين است كه در آيه بالا فرموده
( لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ )
يعنى قلب آگاه .
اين است كسى كه داراى قلب سليم باشد و از امراض نفسانى سالم گرديده چنين قلبى داراى روح پاك و خالى از آلايش طبيعت گرديده و عقل كه رسول باطن است وى را به طرف حق ميكشاند و او را به حق تعالى و اوصاف ربوبى متذكر ميگرداند و براى چنين كسى آيات قرآنى و سخنان پيمبران تذكرى خواهد بود از آنچه را كه قلب آگاه او فهميده اين است كه به زودى تصديق مينمايد .
و كسى كه داراى چنين قلب آگاهى نباشد كه خود واعظ خود باشد لكن قلب پاك او مستعد و قابل فهم گرديده به مجرد شنيدن و استماع به زودى قبول نموده و تصديق مينمايد
( وَ هُوَ شَهِيدٌ )
از شهود است كه پس از استماع كلمات معجز نماى قرآنى از فرط يقين بمرتبه شهود ميرسد و آيات قرآنى را گويا از گوينده آن ميشنود .
هامش
( 1 ) - سوره شعراء آيه 79