گويد :
( وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ )
« 1 » از اين آيه و امثال آن معلوم مىشود كه شيطان تسلطى بر انسان ندارد مگر آنكه بنفس خطا كار طريق مخالفت را ميآموزد .
قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
وقتى كافر با شيطان كه رفيق او بود در مقام جدال و نزاع بر ميآيد كه تو مرا اغواء نمودى و فريب دادى و شيطان انكار مينمايد كه من بر تو تسلطى نداشتم خودت پيرو من شدى و مطيع من گرديدى آن وقت خطاب قهر آميز از مصدر جلال احدى برميآيد كه اينجا جاى مجادله و خصومت نيست و من قبلا بتوسط سفراء و پيمبران خود بشما آگاهى دادم و شما را تهديد بچنين روزى نمودم و شما پيرو نفس و آرزو و آمال خود را گرفته و مخالفت ورزيديد و آن وعدههايى كه بمطيعين و وعيدهايى كه بمخالفين داده شده گوشزد شما نمودند ناچيز گرفتيد و آنچه قبلا در دنيا بشما گفته شد كه كسى كه منكر الوهيت خدا و رسالت رسول او باشد به عذاب مجازات خواهد گرديد همان است و تغيير پذير نخواهد بود و اين عذاب نتيجه و پاداش اعمال خودتان است و ما ببندگان خود ظلم كننده نميباشيم .
( ظلام ) صيغه مبالغه و عموميت نفى ظلم را مىرساند يعنى خداى عادل مهربان به هيچ وجه با احدى از بندگان خود ظلم و تعدّى روا نميدارد و از اين آيه و امثال آن توان مختار بودن انسان را ثابت نمود اگر آدمى در اعمال خود مختار نبود و به اختيار عمل بد از وى صادر نميگرديد و به اين حال در مورد عذاب آن هم آن عذابها سخت واقع ميگرديد بديهى است كه بالاترين ظلم در باره او اجراء شده بود و
هامش
( 1 ) - سوره ابراهيم آيه 26 و 27 يعنى من بر شما ( اهل جهنم ) سلطنتى نداشتم مگر اينكه شما را ( به راه كج دعوت نمودم ) و شما اجابت نموديد پس مرا ملامت نكنيد بلكه نفس خود را ملامت نمائيد .