تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
سرما و گرما حفظ فرما . خلاصه روز سوم حضرت پرچم را بدست امير المؤمنين عليه السّلام داد و فرمود برو جبرئيل با تو همراهست و فتح و ظفر با تو است و ترس در دل دشمنان تو طارى گردد و در باره او دعا نمود و فرمود اى على برو و وقتى به آنان رسى اول آنها را بدين اسلام رهبرى كن و حقيقت اسلام را گوشزد آنان گردان اگر يكى از آنها بدست تو مسلمان گردند براى تو از شتران قوى سرخ رنگ بهتر خواهد بود . بعد فرمود اى على بدان كه اينان در كتاب خود خوانده‌اند شخصى كه حصون آنها را بگشايد و آنان را مخذول و منكوب گرداند نام وى ايليا است وقتى به آنها رسى بگو نام من على است كه باذن حق تعالى همه مخذول خواهند گرديد . و بروايت سلمه چون امير المؤمنين بميدان جنگ رسيد مرحب يهودى با ذرعى و كلاه خودى از فولاد بر سرش نهاده و در بالاى آن كلاه سنگى تراشيده و وضع گردانيده با اين هيكل مركب را بجولان درآورد و رجز ميخواند آن وقت حضرت امير عليه السّلام نيز در مقابل او اينطور رجز خواند : ( انا الذى سمّتنى امّى حيدرة كليث غابات كريه المنظرة او فيهم بالصّاع كيل السندرة ) چون مرحب اين رجز را شنيد لرزيد براى اينكه مادرش بوى گفته بود من در خواب ديدم شيرى بر تو حمله نمود و تو را مغلوب گردانيد امروز از شير يا كسى كه بنام شير است احتراز نما لكن چون عصبيت جاهليت نگذاشت آرام گيرد در مقام محاربه بر آمد حضرت بعد از دعوت او باسلام و قبول ننمودن او در مقام محاربه برآمد و ميان آنها جنگ درگير شد بالاخره على ( ع ) چنان ضربتى بفرق او زد كه كلاه خودى با آن سنگى كه در آن به كار برده شكافته و به حلق وى رسيد و به زمين افتاد يهوديان وقتى چنين شجاعتى از آن حضرت ديدند داخل قلعه شدند و درب قلعه را بستند پس از آن حضرت امير عليه السّلام به قوت تمام درب را جنبانيد حلقه و زنجيرهاى