تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
يعنى خدا غالب و درستكار است و هر چه كند از روى حكمت انجام گرفته .
وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَها فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً
خدا بشما مؤمنين وعده داده كه به زودى غنيمت‌هاى بسيار عايد شما خواهد گرديد و دست دشمن را از شما باز دارد و اين غنيمت يعنى غنيمت خيبر را جلو انداخت تا آنكه براى مؤمنين در آنچه به آنان خبر داده بود از فتح و فيروزى نشانه صدق گفتار پيمبرش باشد . مقصود از اين غنيمت غنيمت خيبر است كه قبل از فتح مكه در همان سال در حديبيه نصيب مؤمنين گرديد و حكايت آن بنا بر آنچه تذكره نويسان و مفسرين از سنى و شيعه گفته‌اند و در اينجا اجمالى از آن را شرح ميدهيم چنين است : گويند چون پيمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از حديبيه مراجعت نمود بيست روز در مدينه توقف كرد بعد از آن سباع بن عطفه غفارى را در مدينه خليفه نمود به حكم وعده الهى :
وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً
در مقام فتح خيبر بر آمد و با هزار و چهار صد نفر از مدينه بيرون رفت و رو بقلاع خيبر نمود . در مجمع البيان و منهج از ابن اسحق نقل كرده كه او از ابى مروان اسلمى روايت كرده از پدرش از جدش كه چون با رسول خدا از مدينه بيرون آمديم و مشرف بر خيبر گرديديم فرمود توقّف كنيد همه اصحاب در آنجا توقف نمودند و حضرتش دست نيازمندى بدرگاه بىنياز برداشت و در مقام مناجات گفت : اللّهم ربّ السّماوات السّبع و ما اظللن و ربّ الارضين السّبع و ما اقللن و رب الشياطين و ما اضللن انّا نسألك خير هذه القرية و خير اهلها و خير ما فيها و نعوذ بك من شرّ هذه القرية و شرّ اهلها و شرّ ما فيها ) پس فرمود : ( اقدموابسم اللَّه ) بنام خدا پيش رويد آن وقت از آنجا به منزل صهبا آمدند و در وقت سحرگاه از طريق وادى حرضه بميان قلاع خيبر رسيدند