پس بمحاصره قموص مشغول گرديدند حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را صداعى عارض شده بود و نميتوانست سوار شود آنجا نيز بدست شاه ولايت على عليه السّلام مفتوح گرديد .
خلاصه پس از آنكه مسلمانان غنيمت آن را قسمت نمودند و در ميان اسراء صفيّه بنت حىّ بن اخطب با زنى ديگر بلال آن دو زن را از ميان كشتهگانشان عبور داد آن زنى كه با صفيه بود دست بفرياد و ضجه گذاشت حضرت فرمود اين زن شيطانه را دور كنيد و ببلال فرمود گويا رحم در دل تو نيست كه زنها را از كشتهگانشان عبور دادى پس از آن صفيه را نزد خود خواند و رداء مباركش را بر سر او انداخت مردم دانستند كه حضرت صفيّه را براى خود انتخاب نموده پس از آنكه وى را آزاد كرد و به عقد خودش درآورد و در اين كار از ساير بزرگان و فاتحان پيروى نموده كه خانواده زمامداران كشور مغلوب را ازدواج ميكردند تا به اين وسيله مصيبت آنان تخفيف يابد .
و صفيّه پيش از اين در خواب ديده بود كه ماه از آسمان در دامن او افتاد به شوهرش كنانة بن ربيع گفت شوهرش سيلى محكمى به صورت او زد كه مگر ميل بپادشاه حجاز محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كردهاى پس از آن كنانة بن ربيع را نزد حضرت رسول آوردند و او صاحب كنز بنى نضير بود حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم گفت مالهايى كه نزد تو است حاضر كن او قبول نكرد او را بدست زبير داد كه وى را در فشار آرد تا بروز دهد كسى گفت من وى را ديدم در فلان خرابه رفت و آمد ميكرد فرمود رفتند خرابه را شكافتند و مال بسيارى بدست آوردند پس از آن ابن ابى حقيق التماس نمود كه از قلعه پائين آيد و با رسول اللَّه صحبت كند پس از رخصت گرفتند آمد نزد حضرت و تضرع و التماس نمود كه با آنها صلح كند به اين طور كه آنچه در قلعه موجود است واگذار كنند مگر لباسى كه پوشيدهاند و جان و ذرارى آنان محفوظ باشد پس به اين طور مصالحه واقع گرديد پس از آن اهل خيبر گفتند ما رسوم و ترتيب زراعت اين زمين را بهتر ميدانيم ما عمارت و زراعت ميكنيم و حاصل آن را نصف مينمائيم رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به اين طور راضى شد و
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٢١٤