عدمى است پس آنچه در عالم موجود ميگردد جزء نظام عالم و خير است و شر مطلق در عالم يافت نميگردد اگر چيزى از جهتى شرّ به نظر مىآيد از جهت ديگر يا جهاتى خير و وجود آن در نظام عالم ضرورى است اگر خوب بنگرى همان چيزى كه شرّ به نظر مىآيد در نظام عالم خير محض است ( پس بد مطلق نباشد در جهان ) . ( مثنوى )
( وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ )
كفار مطيع امر حق تعالى نگرديدند و از آنچه پيمبران از كيفيّت قيامت و عذاب روز رستاخيز گوش زد آنان مىنمودند اعراض كرده رو برميگردانيدند و نمىدانستند كه اين عمل به ضرر خودشان تمام ميگردد سفراى الهى رسالت خود را كه به آن مأمور بودند ميرسانيدند
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
خطاب برسول اكرم خود نموده كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بگو به آنهايى كه عبادت غير خدا را ميكنند و آنان را مؤثر ميدانند به من نشان بدهيد كه آنها در زمين چه چيز خلق كردهاند كه بواسطه آن مستحقّ شكر و پرستش گرديدهاند آيا بتها در خلقت آسمانها شركت دارند به آنها بگو كتابى به من ارائه دهيد كه پيش از قرآن باشد و شاهد صدق مدعاى شما باشد يا از علم و دانش آثارى از آنان بنمائيد اگر شما در اين ادعاء خدايى آنها راستگو ميباشيد .
آيه اشاره بدليل عقلى است كه مشركين را متنبّه نمايد كه هر مدّعى را دليلى است بر مدّعاى خود و هر موجودى را اثرى است مخصوصا موجودات شريف و اين بتهايى كه شما ملتجى و پناهنده به آنان گرديدهايد و به آنها سجده ميكنيد و طلب حاجت از آنها مينمائيد و چنين پنداريد كه قرب و منزلتى براى آنان است چه خصوصيّتى در آنها مشاهده نمودهايد بچه دليل اين موجودات پست بىمقدار را معبود خود قرار دادهايد آيا در زمين چيزى را از نيستى بهستى آوردهاند كه بدانيد