وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
خدا آسمانها و زمين را بحقّ و حقيقت و براى اظهار قدرت خود آفريده و عبث و بيهوده كارى از ساحت قدس پروردگار جهان بيرون است .
ازلام ( لتجزى ) و ( باء بما كسبت ) چنين توان استفاده نمود كه غايت و فائده خلقت آسمانها و زمين پيدايش وجود بشر است كه در اين عالم نشو و ارتقاء بنمايد و بكمال رسد و در قيامت كه آخرين سير استكمالى وى است بجزاى اعمال خود برسد چنانچه در همين سوره فرموده
( وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ )
كه براى نفع و استكمال انسان آسمانها و زمين را مسخر گردانيده كه به حركت آنها لوازم و احتياجات حيات بشرى را انجام دهند و آنان را بكمال برسانند
( وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ )
اشاره به اينكه آن خداى رحمانى كه اين خلقت عظيم و اين نظام بديع جهان را براى نفع انسان مسخر امر خود گردانيده هرگز نسبت بوى ظلم و تعدى روا نميدارد اگر عمل نيك كند پاداش آن نيك و اگر عمل بد كنند پاداش و نتيجه آن بد خواهد بود
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
بهمزه استفهامى خطاب برسولش نموده كه اى محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آيا چگونه ديدى آن را كه گرفته است خداى خود را هواى نفس خود يعنى اطاعت خواهشهاى خود را مينمايد و در اثر چنين عملى خدا آنان را گمراه گردانيده و بر گوش و قلب آنها مهر زده كه ديگر حرف حق را نميشنوند و قلبشان مايل بحقيقت نميگردد و بر چشم آنها پردهاى كشيده كه ديگر آثار تكوينى و آيات تشريعى الهى را به چشم بصيرت نمىبينند و كسانى كه اينطور خدا چشم و گوش و دل آنها را بسته گردانيد ، ديگر چه كسى تواند بعد از خدا آنان را هدايت نمايد آيا چرا متذكر نمىشوند .
آرى كسى كه دنبال دلخواه خود رفت و معبود خود را هواهاى نفسانى طبيعى