خود قرار داد همين هواهاى نفسانى پرده ميگردد و روى چشم و گوش و دل او را ميگيرد اين است كه ديگر كلمات حقانى در وى تأثير نميكند و چون ديگر لايق هدايت نيست گمراه ميگردد زيرا كه خدا اسباب هدايت را در دسترس انسان گذاشته وقتى كه خودش به خود ظلم مىكند و تابع نفس مىشود از هدايت حق تعالى بىنصيب ميگردد نه آنكه خدا بخواهد وى را گمراه گرداند بلكه هدايت نيافتن او عين گمراهى است اين است كه در آخر آيه فرموده آيا چرا و چگونه اينها متذكر نميگردند .
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
و ( قالوا عطف به آيه بالا است ) ( ا فرأيت ) يعنى آنهايى كه إله خود را هواى نفسانى خود گرفته و مطيع شيطان و نفس امّاره گرديدهاند و در اثر آن قوه عقل خود را ضعيف گردانيدهاند حيات را همين حيات ناچيز دنيا مىدانند و حيات اخروى را انكار نمودند و گفتند نيست زندگانى مگر همين زندگانى دنيا كه در آن مىميريم و زنده مىشويم و ما را هلاك نميگرداند مگر گردش زمان و آنان را بگفتارشان علم و دانش نيست زيرا كه در اثر پيروى هواى نفسانى فطرت انسانى خود را از دست دادهاند و قدرت خدا را محدود نمودهاند و به گمان فاسد خود چنين تصور مينمايند كه عالم منحصر به اين عالم است .
( وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ )
مقصود كفار از اين كلام گردش روزگار بوده نه آن معنايى كه دانشمندان در معنى دهر گفتهاند .
سخنان مفسرين در توجيه دهر
1 - در قاموس چنين گفته ( الدهر الزمان الطويل و الامد المحدود و الف سنة ) .
2 - در تفسير مجمع البيان شيخ طبرسى از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم روايت مىكند كه فرموده
( لا تسبوا الدّهر فان اللَّه هو الدهر )
و در بيان آن چنين گويد