و در آيه سوم راجع به صاحبان عقل و فكر است كه آنان منطويات فكرشان را توسعه داده و پس از كمال معرفت و يقين بمقام قدس بارى تعالى در مقام معرفت اثار برآمده و عقل و فكرشان را به كار انداخته كه وحدت حقه حقيقيه حق را در كثرات موجودات بنگرند و مشاهده نمايند و بر يقينشان افزوده گردد .
ناگفته پيدا است وقتى اوضاع آفاقى و انفسى از آيات الهى بشمار ميرود كه به نظر مرآتى به آنها نگريست نه به نظر استقلالى چنانچه مخترعين صنايع از طبيعيين و آنهايى كه هدف و وجهه نظرشان شناختن آثار و خواص اشياء است كه اكثر آنها از بس در طبيعيّات دقت مينمايند هر قدر رموز و اسرار خلقت بر آنان مكشوفتر گردد چون نظرشان را بالا نميبرند كه عالم ما فوق الطبيعة را بنگرند و به همان آثار خشك محدود طبيعت قانع ميگردند از حقيقت دور تر ميشوند و بجز عالم طبيعت كه در معرض فناء و زوال است عالم وسيعترى كه فوق آن است نميبينند بلكه بعضى از آنها اصلا منكر عالم فوق الطبيعه ميگردند واقعا چقدر جاى تأسف است كه آدمى پس از آن زحمات طاقت فرسا كه در راه علوم و دانش متحمل ميگردد فقط نتيجه آن اين باشد كه بفهمد فلان فلز يا فلان گياه يا چيزهاى ديگر از طبيعيات چه خواص و آثارى دارد و يك قدمى پا از عالم طبيعت بالا نگذارد .
ما منكر شرافت تحصيل علوم جديده نيستيم زيرا كه هر علمى در مرتبه خود شريف است لكن غرض اين است كه شرافت علم به قدر شرافت معلوم او است هر قدر معلوم شريفتر علم به آن شريفتر است و چنانچه گفته شد شرافت انسان بسته بمنطويات عقل وى است هر قدر مدركات عقلى شريفتر باشد به همان نسبت روح و حقيقت انسان شريفتر و عاليتر ميگردد ، چقدر فرق است بين آنكه قلبش محل جلوهگاه عالم ربوبى گشته و ديده دلش نگران عالم الوهيت گرديده و هميشه باوصاف احديت و آثار جلال و جمال يزدانى خورسند زيسته يا آنكه روح و قلب خود را در پرتگاه عالم طبيعت پراكنده نموده ( تفاوت از زمين تا آسمان است )
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٩٢