ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ
وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ
هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
كه نقمت را در مقام مواخذه آورده و آيه اشاره به اين دارد كه اصحاب اخدود از اين عمل زشت كراهت و انكار نداشتند مگر بعضى از آنان كه بخداى عزيز قاهر درست كار ايمان داشتند
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
اشاره به اينكه آنچه مانع و جلوگير انسان مىشود از اعمال قواى شهوانى بهيمى و غضبانى سبعى و اعمال نكوهيده حيوانى و اين صفات را به صورت اعتدال نگاه ميدارد ايمان بخدايى است كه غالب و قاهر فوق عباد و مخلوقات است
هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
اگر ايمان بچنين مبدئى نباشد انسان بمقتضى شهواتش از هر سبعى درندهتر و از هر چهار پايى خورندهتر ميگردد و براى نفع خيالى خود از هيچ جنايت و خيانتى خوددارى نمينمايد .
و اين آيات اخير تأييد مينمايد آن توجيهى كه در آيه بالا
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
تا آخر نموديم و گفتيم باطلاقش شامل مىگردد هر كسى را كه آتش فتنه و فساد بر مىانگيزاند و بمؤمنين آسيب مىرساند زيرا الّا استثنا و اشاره به اين است كه عمل كفّار چنين است مگر آنهايى كه از كفّار ايمان آرند و بخداى عزيز حميد رو آرند .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ
در مقام اجر و پاداش مؤمنين نيك اعمال برآمده كه آنان متنعّم ميگردند بنعمتهاى بهشتى زيرا كه بخداى غالب قاهر ايمان آورده و عمل نيكى كه شايسته قرب احديّت است نمودهاند چنين كسانى فائز گرديدهاند بفيوضات غير متناهى