باشد خواهى رسيد يعنى پيوند ميگردى برحمت پروردگار خود .
شايد اشاره به اين باشد كه چون انسان از اول تكوّنش در رحم مادر تا انتهاى امرش هميشه در عالم كون و فساد از حالى بحالى و از عالمى بعالمى سير مينمايد و هميشه محفوف ببلاء و آفات و حدوث و فنا است و در زندگانى محتاج بهزار گونه وسائل و ما يحتاج است و همين احتياجات ضرورى مانع پيش رفت او است كه آنچه قادر متعال در استعداد وى نهفته بروز و ظهور نمايد و وى را بمعرفت الهى و فيوضات غير متناهى كه غرض از خلقت او است برساند اين است كسى كه اميد لقاى پروردگار و فائز گرديدن برحمت غير متناهى او را دارد و محبت وى را در دل خود ميپروراند بايستى در عمل جديت بسيار نمايد و با نفس شرير خود بجنگد تا بآرزوى خود نائل گردد و دريابد آن مقام و فعليّتى كه براى وى آماده شده و چون نزديك شدن بمبدء متعال بقرب مكانى تصور ندارد مقصود از ( ملاقيه ) در آيه استكمال انسان است در مدارج كمال و قرب هر كسى به خدا به قدر كمالات روحانى او است انسان هر قدر در درجات كمال بالا رود به همان نسبت به حق تعالى نزديك ميگردد زيرا كه او جل و علا كامل مطلق است و لقاء و نزديكى هر كسى به او به قدر كمالات نفسانى و روحانى او است هر فردى كه كاملتر باشد بكمالات روحانى به خدا نزديكتر است و كمال بتماميّت و دارايى بجامعيّت مراتب وجود است انسان كامل كسى را گويند كه از مراتب و ادوار خلقت گذشته و در حاق وسط قرار گيرد بطورى كه مظهر و نماينده اوصاف احدى گردد خلاصه شايد آيه اشاره به اين باشد كه گوشزد بشر نمايد اى انسان اگر تو آرزوى لقاء رحمت و قرب إله خود را در دل ميپرورانى بايستى بجديّت كار كنى و زحمت كشى و بسيار مشقّت برى تا بآرزوى خود به قدر قابليّت و استعدادى كه در سجيّه تو نهاده شده برسى .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٦٧