پراكندهگى حيوانات كه در روز متفرق بودند جمع آورى مينمايد و قسم به ماه وقتى بدر تمام شود و قسم به اين موجودات بزرگ كه براى شما حالاتى است برخى پس از برخ ديگر پديد ميگردد خداى متعال در اين آيات تغير و تحوّل موجودات را به صورت قسم شاهد و گواه مىآورد بر حالات و تحولات و مراتب و منازلى كه انسان از اول تكون و پيدايش وجودش عارض وى ميگردد تا انتهاى امرش
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
طبق دو چيز مثل هم را مطابقه گويند مثل اينكه گويند ( طابقت النعل بالنعل ) لكن در جايى استعمال ميكنند كه يكى فوق ديگرى باشد مثل آنجا كه فرموده
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
يعنى بعضى آنها بالاى بعض ديگرى است و در اينجا شايد اشاره باشد به تمام حالاتى كه در اين عالم دنيا براى انسان پديد ميگردد و حالاتى كه پس از مرگ از تحوّلات و تغيّرات از حالت نزع و قبر و برزخ تا برسد بعالم قيامت كه منتهاى امر او سر انجام كار وى است .
كه تمام آنها مترتّب بر يكديگر و بعضى فوق ديگرى است كه از مجموع همان تحوّلات و تغيّرات كه در ايّام حيات بلكه پس از مرگ على الدّوام بر او طارى و عارض گرديده شخصيّت وى تحقق مييابد و بفعليّت اخير خود ميرسد و شالوده و فعليّت اخير وى آن چيزى است كه از مجموعه همان تحوّلات كه بعضى فوق بعض ديگرى است تركيب يافته .
و شايد بمناسبت تحوّلات انسان است كه بتحوّلات اوضاع عالم از شب و روز و تغيّرات و تحوّلاتى كه در ماه پديد ميگردد سوگند ياد نموده كه منكرين معاد رجوع بعقل خود نمايند و متذكر گردند كه در اين تحوّلات مقصد بزرگى در نظر است و اين نظام عالم و تحوّلات موجودات كه از معدّات و شرايط پيدايش انسان بشمار ميرود بيهوده نيست و نيز البته در اين حالات گوناگون كه بآدمى دست ميدهد بايستى سر انجام بنتيجه برسد و فعليّت وجود و نتيجه خلقت انسان