تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
نايستد بالاخره خود را بدرك اسفل سافلين طبيعت پرتاب ميگرداند .
( مَلِكِ النَّاسِ )
عطف بيان است برب الناس مالك و صاحب اختيار آدميان است و قاهر و مستولى بر آنان و تمام افراد بشر با اينكه در افعال اختيارى مختارند همگى تحت تسخير ربوبيّت و قاهريت و غلبه و استيلا سلطنت آن پادشاه جبّار قهار واقعند گويند فرق است بين ملك و مالك كه مالك دلالت دارد بر مالكيّت و متصرف بودن و ملك دلالت دارد بر استيلاء بقهر و غلبه پس آيه اشاره به اين است كه انسان تحت ربوبيّت و سياست و قهر و غلبه او تعالى واقع است و اين معنى منافى با مختار بودن وى نيست زيرا كه مختار بودن وى نيز از روى سياست الهى است كه وى را در مورد امتحان و آزمايش قرار داده و وى را موظّف بانجام وظائفى گردانيده و متعلق امر و نهى تشريعى واقع گرديده اين است كه فرموده
مَلِكِ النَّاسِ
و نگفته ملك - الاشياء زيرا كه اين نحو مالكيّت مختصّ به انسان است .
( إِلهِ النَّاسِ )
عطف بيان است ( بملك الناس ) پس از آنكه اشاره به دو مرتبه از مراتب شرافت انسان نموده كه وى تحت دو صفت از صفات مربى عالم يعنى ربوبيت و سياست و استيلاء او واقع است نظر به شرافت و جامعيت انسانى او است كه الهيّت خود را نيز بوى اضافه مينمايد و اين منتهى شرافت انسان را مىرساند كه خداى تعالى صفات جلال خود را اضافه به انسان نموده و گويا ذات ذو الجلال خود را به انسان معرفى مينمايد مخصوصا الهيت و الوهيت زيرا ( اللَّه ) مأخوذ از إله و اسم است براى ذاتى كه جامع تمامى اسماء خداوندى او است و اين نام بزرگوار خود را اضافه به انسان نموده و فرموده
إِلهِ النَّاسِ
آرى انسان حقيقتى است وحدانى جامع تمام مراتب وجود و آنچه در عالم كبير خلقت منتشر و پراكنده به نظر ميآيد در نسخه جامعه انسانى بنحو وحدت و بساطت موجود است و اگر با نظر دقت و كنجكاوى سر تا پاى خود را بنگرى خواهى ديد صفات اضافى محض آن صفات و اوصافى را گويند كه فقط اضافه به غير ملحوظ