باشد مثل قادريّت عالميّت و امثال آن كه محض اضافه قادريّت حق تعالى نسبت بمقدور و عالميت آن نسبت بمعلوم گفته مىشود و اين سه وصفى كه در اين آيات اضافه بناس نموده اينها از قبيل قسم دوم از صفات الهى يعنى صفات حقيقى ذات اضافه است .
ربّ الناس مربى و پرورش دهنده انسان است از آن وقتى كه نطفه در رحم مادر بوده در پرورش مربى ازل بتربيت تكوينى ربوبى تحولاتى و تغييراتى داده شده از حال منويت مراتبى پيموده تا بمرتبه جنين رسيده و از آن مرتبه نيز بدست قدرت و اراده لم يزلى پرورش يافته تا بمرتبه حيوانى رسيده و نيز از آن مرتبه قدمى بالا تر نهاده تا بمرتبه انسانى به صورت كنونى پا به اين عالم گذارده و در اين عالم نيز هميشه در نشو و ارتقاء قدم بالاى قدم نهاده تا وقتى كه مرتبه طبيعى وى تكميل گرديده و مربى و مبدء عالم آنچه را كه در خلقت و زندگانى اين عالم به آن محتاج بوده بنيكوتر وجهى و كاملتر خلقتى در كالبد بدن وى تعبيه نموده و هميشه در راه استكمال طبيعى پيش ميرود تا وقتى كه بحدّ رشد رسيد و داراى قوه تميز و ادراك گردد .
آن وقت دو راه براى او باز ميگردد و قوله تعالى
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
شايد اشاره به اين باشد كه وقتى انسان مراتب كمال خلقتش بپايان رسيد و صاحب عقل و ادراك و شعور گرديد چون در اعمال و افعال خود مختار است زيرا كه مظهر و نماينده اوصاف الهى است و از جمله اوصاف الهى اين است كه خداوند مختار مطلق است انسان را نيز در اعمال خود مختار گردانيده اين است كه بايستى به آن اختيار خداداد خود پيش رود و چون لازمه مختار بودن او اين است كه راه خير و شر هر دو براى وى باز باشد اينست كه قادر متعال تمام وسائل اعمال خير و شر را در كف اختيار او نهاده آن وقت يا راه سعادت خود را اختيار نموده و به همان راهى كه رهروان حقيقت رفتند قدم پشت قدم آنان نهاده و رو بكمال پيش ميرود و خود را بكمال انسانيت فائز گردانيده و مظفرانه اين راه پر خطر را طى مينمايد و بفيوضات رحمانى و الطاف الهى محفوظ ميگردد يا راه شر و شقاوت را پيش ميگيرد و هر چه پيش رود بر شقاوت خود افزوده كه اگر باز