است كه اعمال نيك انسان را ميسوزاند و فانى ميگرداند ) بلكه بالاتر بگويم حسد مثل آتشى است كه شراره آن روح و قلب و ايمان را ميسوزاند كينه و حسد و غضب و غير آن از اخلاق ذميمه و اوصاف نكوهيده توليد سمومى ميكنند كه سلامتى انسان را كدر مينمايد و وى را به مرض روحى بلكه به مرض روحى و جسمى هر دو مبتلا ميگرداند و اگر انسان در مقام علاج برنيايد مرض مزمن ميگردد و علاج آن مشكل بلكه اگر ملكه نفسانى گرديد صعب العلاج ميگردد اين است كه آدم عاقل قبل از آنكه چنين امراض نفسانى مزمن گردد در مقام علاج برآيد و چون علاج هر مرضى به ضد آن است علاج حسد و نيز علاج باقى صفات ذميمه به ضد آن است مثلا وقتى در خود حسد نسبت به كسى يافتى در مقام علاج مرض حسد همان نعمتى كه در مقام زوال آنى سعى نما كه براى محسود زيادتر گردد و چنين است علاج تمام امراض نفسانى كه بضدش بايستى معالجه گردد چنانچه امراض جسمانى نيز بضدّش معالجه مىشود
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٣٦٧