اينكه به انسان چنان مينماياند كه مريضى و او بتوهم مرض بدون آنكه مرضى داشته باشد مريض ميگردد و ناراحت مىشود و ديگر از اقسام سحر تأثير نفس آدم شرور است در موادى و در مواد بانواع و اقسامى افسونگرى مىكند و همين طورى كه چشم بد تأثير بد دارد نفس ساحر كه همّت بر عمل مخصوصى يا عمليات خاصى نموده تأثير مينمايد و همين طورى كه نفس آدم خير نفوذ خير دارد نفس آدم شرور نفوذ شر مينمايد و زهرى كه از نفس آنان خارج ميگردد ضررش زيادتر از زهر افعى است و نفاثات در آيه شايد اشاره بتأثير نفس چنين مردمان شرور باشد كه در موادّ بخصوصى با كلماتى افسونگرى مينمايند و سحر يك نوع تدليس و مكرى است كه ناشى از قواى شيطانى ساحر بروز و ظهور مينمايد و استيلاء و تصرف آن در قوه خيال و قوه واهمه است و در ضعفاى عقول تأثير دارد نه در اقوياى بشر پس چگونه توان تصديق نمود كسى كه در قوت و شدت اول ما خلق اللَّه و در مرتبه عقل كل بشمار ميرود و نيز باعتبار مقام ولايت و رسالت باذن خدا متصرف در ماديات است چنين آدمى تحت تأثير ساحر واقع گردد و عمل او تأثير در او نمايد مخصوصا تأثير در عقل و نفس شريفش كه مستولى بر مادّيّات و طبيعيات است بنمايد هرگز چنين نيست و آيه كه امر به آن بزرگوار شده كه بگو
أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
شايد اشاره به اين باشد كه بگو من از تمام شرور و آفات و از جمله آنها سحر ساحرين است در پناه پروردگار محفوظ ميباشم و دست هر ظالم شرورى از دامن كبريايى من كوتاهست و جمله
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
كه بگو من چنينم يعنى پناهنده بپروردگار عالميان ميباشم .
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ
( واو ) در ( و من ) و او عطف است كه جمله را عطف به آيه بالا داده يعنى اى