رسول گرامى بگو من پناه ميبرم بپروردگار عالم از شر حسود وقتى حسد برد اشاره به اينكه همين طورى كه نفس افسونگر و ساحر تأثير دارد همين طور آدم خبيث حسود وقتى آتش حسد وى شعلهور گردد در مقام ايذاء و اذيت بر مىآيد و از هيچ گونه فسادى خوددارى نمينمايد بلكه اگر اقدام به هيچ مخربى نكند همان چشمى كه از روى حسد چيزى را بنگرد يا نفسى از آن بمحسود اصابت نمايد آثار بدى از آن تراوش نموده و بمحسود ضرر مىرساند اين است كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مأمور گرديده كه خودش و مؤمنين از اين سه چيز موذى و آن هر فساديست كه از قبل ظلمت پديد ميگردد و از كيد ساحر و خطاكارى آنان و از حسد آدم حسود در پناه مربى عالم خود را محفوظ گرداند حسد يكى از بزرگترين و شنيعترين امراض نفسانيّه بشمار ميرود دانشمندان گفتهاند كسى كه طالب اين است كه شرى بدشمنش برسد و خيرى از آن گرفته شود خودش شرور و بد جنس است زيرا كه هر كسى طالب و مايل همان چيزى است كه در باطن خودش تعبيه نموده و واى به حال كسى كه براى دوستان خود نيز خير و خوبى نخواهد .
و حقيقت حسد كه از بدترين صفات زشت و خسيسترين اخلاق پست آدمى بشمار ميرود اين است كه حسود ميخواهد از حيث مال و جاه يا عنوانى از عناوين ديگر از ديگران ممتاز باشد اين است كه اگر در كسى نعمتى بيند كه خود فاقد آن است حسد ميبرد و در مقام زوال آن نعمت بر ميآيد و لو آنكه براى وى ضرر يا نفعى نداشته باشد لكن غبطه چنين نيست غبطه اين است كه انسان كمالى كه در كسى هست طالب آن گردد و بخواهد مثل آن يا بالاتر از آن را دارا گردد بدون آنكه طالب زوال نعمت ديگران باشد چنانچه در احاديث رسيده مؤمن غبطه دارد لكن حسد ندارد خلاصه متصف به اين صفت حسد باشد بايستى هر چه زودتر بكوشد و خود را از اين فساد اخلاقى تبرئه نمايد و گر نه چنانچه در احاديث دارد ( حسد مانند آتشى
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٣٦٦